مجاورت : شمال: استانهای خراسان شمالی، گلستان و مازندران جنوب:استانهای یزد و اصفهان شرق: استان خراسان رضوی غرب: استانهای تهران و قم آب و هوا: وسعــــت: ۹68۱۵ كيلومتر مربع جمعـیــت: 579 هزار نفر تقسیمات: ۴ شهرستان 16 شهر ۱2 بخش و ۲۸ دهستان شهرستانها: سمنان، شاهرود، دامغان و گرمسار
مکان های دیدنی و تاریخی
استان سمنان يكي از استان هاي مهم ايران است كه به سبب ويژگي هاي خاص موقعيتي و تاريخي خود؛ مجموعه اي از زيبايي ها و مناظر بديع طبيعي چون جاذبه هاي كويري و كوهستاني را همراه با جاذبه هاي منحصر به فرد تاريخي چون كاروان سراهاي تاريخي, قلعه هاي قديمي, آب انبارها و قنات هايي با معماري منحصر به فرد؛ مسجد هاي تاريخي؛ بقعه ها و آرامگاهاي مشاهير و... در يك جا به نمايش گذاشته است و مخاطبان و بازديد كنندگان از اين استان را با رضايت مندي از بازديد كم نظير خود بدرقه مي كند.
صنايع و معادن
استان سمنان از مراكز قابل توجه صنايع دستی و از قطب هاي صنعتي كشوربه شمار مي رود. دراين استان انواع صنايع دستی نظير قالی بافی، گليم بافی، نمد مالی، سراميك و سفال سازی و … وجود دارد كه هر يك از آن ها سوغاتی ارزشمندي برای ميهمانان استان به شمار مي آيند. بر اساس اطلاعات موجود علاوه بر واحدهای صنعتی درحال توليد، واحد هاي قابل توجه ديگري نيز در دست ساختمان است كه از اين تعداد بيش ترين واحد در شهرستان سمنان (56%) و كم ترين واحد در شهرستان دامغان (13%) مستقر هستند. نظر به وضعيت زمين شناسي منطقه, اين استان از نظر تنوع مواد معدنی نيز يكی از مناطق غنی كشور به شمار می آيد. معادن فعال استان را زغال سنگ، كروميت، گچ، نمك، سيليس، سولفات دوسود، دولوميت، پتاس، خاك های صنعتی، مس، سرب، روی، بوكسيت، منگنز، گوگرد، فسفات و...تشكيل مي دهند.
کشاورزی و دام داری
استان سمنان به خاطر موقعيت جغرافيايی، اقليم بيابانی و نيمه بيابانی ومحدوديت های آب وخاك، از موقعيت كشاورزی مطلوبی برخوردار نيست. تنها دو درصد از كل مساحت استان زير كشت آبي و ديم است. عمده ترين محصولات اين استان را گندم، جو، سيب زمينی، پنبه ( وش ) بومی و ورامينی، يونجه، اسپرس، شبدر و چغندرقند تشكيل مي دهند. از لحاظ دام داري اين منطقه به علت دارا بودن مراتع از وضعيت نسبتا” خوبي برخورداراست. استان سمنان با 5/5 ميليون هكتار مرتع و 5/2 ميليون واحد دامی يكی از قطب های دام پروری كشور به شمار مي آيد.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
درباره وجه تسميه نام سمنان كه به اين منطقه اطلاق مي شود, عقايد و نظريات متفاوتی رايج ومعمول است که به برخی از آن ها اشاره می شود: - در گذشته های دور در محل آتشكده بزرگ هريس در كومش (سمنان) شهری عظيم با بت خانه ای بزرگ با ساختمانی رفيع و با شكوه وجود داشته است. به همين علت احتمال می رود كه مردم اين سرزمين قبل از ظهور زرتشت، دارای مذهب «سمتی» يا «سمينه» بوده اند و بت خانه بزرگ آنان در محل سمنان فعلی واقع بوده است. - برخی ديگر بر اين باورند كه سمنان در اصل «سكنان» منسوب به طوايف سكه ها می باشد و الف و نون آن نشانه نسبت و مكان است كه در واژه های گيلان و غيره مشاهده می شود. - عده ای ديگر از اهالی سمنان عقيده دارند كه نام قديم سمنان (سيم لام) بوده كه بنای آن به دست دو نفر از فرزندان نوح پيغمبر به نام های (سيم النبی) و (لام النبی) انجام گرفته كه مقبره آنان در كوه های شمال خاوری سمنان در محلی موسوم به پيغمبران واقع است. بر اين اساس كلمه (سيم لام) در اثر كثرت استعمال به مرور زمان به سمنان تبديل شده است. - برخی نيز افسانه بنای اوليه را به دو هزار سال قبل از ميلاد مسيح به دستور تهمورث ديوبند نسبت داده اند. در آن زمان شهر را به سمينا نام گذاری نموده اند كه به مررو زمان به سمنان تغيير يافته است. - روايت ديگر حاكی از اين است كه نام قديم سمنان در زبان محلی «سه مه نان» بوده و منظور ساكنان آن اين بوده است كه محصولات كشاورزی اين منطقه نان و آذوقه اهالی را بيش از سه ماه تأمين نمی كند. بعدها به مرور زمان «سه مه نان» به سمنان تغيير يافته است. به هر حال آن چنان که از منابع و كتب تاريخی استنباط می شود سمنان يكی از مناطق كهن و قديمی ايران است كه در درازای تاريخ فراز و نشيب های زيادی را پشت سر گذاشته است. استان سمنان در دوران باستان، بخشی از چهاردهمين ايالت تاريخی ورن ( ورنه ) از تقسيمات شانزده گانه اوستايی بود. برخی از دانشمندان اين ايالت را گيلان فعلی می دانند، ولی قدر مسلم اين كه ورن يا ورنه متشكل از صفحات جنوبی البرز، شمال سمنان، دامغان، خوار، دماوند، فيروزكوه، شهميرزاد، لاسگرد، ده نمك و آهوان، قوشه، ويمه و نقاط كوهستانی مازندران بوده است. اين منطقه در تمام دوره حكومت مادها و هخامنشيان، كوميسنه يا كوميشان ( قومس بعد از اسلام ) جزو ايالت بزرگ پارت يا پرتو به شمار می رفت. در اين دوره سمنان, شهر سرحدی ايالات پارت های پارت و ماد به شمار می رفت. به همين علت برخی از مورخان، زمانی اين شهر را جزو مادها و گاهی جزو پارت ها به حساب می آورند. اين ايالت كه در زمان ساسانيان به پشتخوارگر تغيير نام داده، شامل همان شهرهايی بود كه در ايالت ورن وجود داشتند. حد غربی اين ايالت، خوار ( گرمسار فعلی )، حد شرقی آن شاهرود و حد شمالی آن، كوهستان های جنوبی طبرستان بود. سلوكيان بزرگ ترين عامل يونانی كردن مشرق بودند و به همين جهت، برای ادامه فرمان روايی خود نظر مساعد مردم را لازم داشتند و برای اين كار تقريبا شصت شهر در مشرق و ايالت پارت بنا كردند. يكی از اين شهرها آپاما يا لاسگرد فعلی است كه در 34 كيلومتری سمنان واقع شده و ديگری شهر هكتا پليس ( صد دورازه ) است كه عده ای آن را دامغان می دانند. اشكانيان ايالات ايران را به هيجده بخش وسيع تقسيم كردند كه يكی از ايالت های مهم آن كميسن قوميس يا قومس در نواحی سمنان و دامغان كنونی بود. در آغاز قرن هفتم ميلادی تضادهای داخلی در زندگی سياسی – اجتماعی ايران بيش تر شد و مبارزه ای كه به خاطر قدرت و حكومت ميان گروه های گوناگون درگرفت، به تضعيف ايران انجاميد. درهمين زمان يزدگرد سوم، آخرين پادشاه سلسله ساسانی، سرگرم مبارزه با مهاجمان عرب بود كه به تازه گی به ايران تاخته بودند. اين مبارزه كه تا سال 651 ميلادی ادامه داشت، با فتح كامل ايران به دست اعراب خاتمه پذيرفت. اعراب نخست شهر بزرگ و آباد ری را تسخير كردند، سپس به شمال شرقی رفته و به سرزمين كومش ( شهرهای سمنان، دامغان، بسطام ) رسيدند و آن ر اتسخير كردند.
سمنان در دوره های بعد از اسلام جزو سرزمين تاريخی قومس ( كومش ) به شمار می آمد. سمنان طی تاريخ دو هزار ساله خود شاهد فراز و نشيب ها، جنگ ها، شكست ها و پيروزی های بی شمار بوده است. در دوره های بعدی نيز منطقه سمنان مورد توجه خاص حكومت های مركزی قرار گرفت و منازعه ها ومناقشه های متعدد بر سر اين منطقه بين قدرتمندان درگرفت. دردوران حكومت امويان و عباسيان به ويژه پس از قتل ابومسلم خراسانی به دست منصور دوانيقی، شورش و بلوا سراسر ايران را در برگرفت و نهضت های بی شماری به وقوع پيوست كه از مهم ترين آن ها قيام سنباد زردتشتی بود. در اندك زمان، زرتشتيان طبرستان و نواحی شمال قومس يعنی سنگسر (مهدی شهر)، شهميرزاد و فولاد محله، به دور رهبر اين نهضت جمع شدند و قومس و ری را به تصرف در آوردند، ولی در ساوه شكست خوردند و سنباد به قومس گريخت و پس از ضبط خزاين ابومسلم رو به طبرستان نهاد. وی پس از مدتی در دره های سنگسر و شهميرزاد به قتل رسيد. ايالت كومش (قومس) از كانون های مهم اسماعيليان در قرن های ششم و هفتم هجری بود. به طوری كه در اين ايالت 150 قلعه در اختيار اين فرقه بود كه هر مجموعه از آن ها را يك كدخدا و هر قلعه مجزای آن را يك محتشم كه به منزله فرماندار كل يا حاكم بزرگ بود، زير نظر داشت. سمنان در دوران مغول، هم چون ساير نقاط ايران از حمله و كشت و كشتار اين قوم در امان نماند و متحمل خسارات جانی و مالی بسيار شد. اين كشت و كشتار، در زمان تيمور لنگ نيز كه از سال 783 هجری حمله به ايران را شروع كرد، ادامه يافت. پس از ظهور و استقرار حكومت صفويان، شاه اسماعيل صفوی به سركوب گردن كشان ولايت ها پرداخت. از جمله، حاكم قلعه فيروزكوه را دستگير كرد و به اين ترتيب، ولايت فيروزكوه و خوار، سمنان و سنگسر به تصرف صفويان درآمد. كريم خان زند با عنوان وكيل الرعايا مدت 29 سال در ايران سلطنت كرد، ولی در اين مدت شهرهای سمنان، دامغان، شاهرود، بسطام، را در اختيار بزرگان خانواده قاجار قرار داد. بعد از مرگ خان زند، آغا محمد خان شيراز را ترك كرد و به طرف كومش و دامغان رفت و با گرد آوردن عده ای از افراد قبيله خود، سرانجام توانست به ولايت كومش ( سمنان، دامغان و بسطام ) و ولايت جنوبی دريای خزر دست يابد. پس از آغا محمد خان، برادر زاده وی به نام فتحعلی شاه قاجار بر اريكه سلطنت تكيه زد و از همان ابتدای سلطنت، خطه قومس را كه زادگاهش بود مورد توجه قرار دارد و ذوالفقار را به عنوان حاكم سمنان برگزيد. نام جغرافيايی قومس تا اواخر دوران قاجاريه بر سر زبان ها بود، ليكن در دوران حكومت پهلوي اول، سمنان در شمار شهرهای استان دوم، يعنی مازندران در آمد. اين منطقه هم اكنون به عنوان يكي از امن ترين وآبادترين مناطق ايران به صورت استاني درآمده است كه شهرستان ها, شهرها و روستاهاي جذاب و ديدني زيادي را در بر مي گيرد.
مشخصات جغرافيايي
استان سمنان يكي از استان هاي مهم ايران است كه از نظر مساحت، ششمين استان بوده و وسعت آن حدود چهار برابر استان تهران برآورد مي شود. اين استان بين مدارهای 34 درجه و 17 دقيقه تا 37 درجه عرض شمالی و 51 درجه و 58 دقيقه تا 57 درجه و 58 دقيقه طول شرقی قرار گرفته است. استان سمنان با مركزيت شهر سمنان، از شمال به استان مازندران، از جنوب به استان اصفهان، از شرق به استان خراسان جنوبي و از غرب به استان تهران محدود شده است. شهرستان های استان سمنان عبارتند از: سمنان، شاهرود، دامغان، و گرمسار. شهرهای سمنان، مهدی شهر، شهميرزاد، سرخه، شاهرود، بسطام، تجن، كلاته، خيج، ميامی، بيارجمند، دامغان، گرمسار، ايوانكی و آردان نيز شهرهاي تابعه استان را تشكيل مي دهند. مطالعات زمين شناسي انجام شده نشان می دهد كه قديمی ترين تشكيلات از سنگ های پاليوزوييك تا آبرفت های كوارترنری دراين منطقه وجود دارد. سنگ های دوران پاليوزوييك در شمال سمنان، اطراف شهميرزاد و جنوب ارتفاعات شمال دامغان و شاهرود وجود دارند. سنگ های دوران مزوزوييك در شمال شهميرزاد در حوالی شيخ چشمه سر و جام ديده می شود. رسوبات دوره دوران ترشياری از سمنان تا آهوان و طبقات گچدار در شمال سمنان ديده می شوند. سنگ های دوران كواترنری نيز از كوه هاي شمالي تا دشت كوير ديده مي شوند. بر اساس سرشماري سراسري سال 1375 استان سمنان داراي 501446 نفرجمعيت بوده است. نژاد مردم سمنان آريايی است و به زبان فارسی با گويش سمنانی سخن می گويند.
استان زنجان
مرکـــــز : زنجان
موقعیت : شمال غرب فلات مرکزی ایران
مجاورت : شمال: استان های اردبیل و گیلان جنوب: استان همدان شرق:استان قزوین جنوب غربی و غرب: استان های کردستان و آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی آب و هوا: در زمستان بسیار سرد و در تابستان معتدل میباشد وسعــــت: ۲۲۱۶۴ کیلومتر مربع جمعـیــت: ۹۲۷۴۶۱ نفر تقسیمات: 3 شهرستان، 13 بخش, 8 شهر, 44 دهستان و 981 آبادی دارای سکنه شهرستانها: ابهر، ایجرود، خدابنده، خرمدره، زنجان، طارم، ماهنشان
مکان های دیدنی و تاریخی
استان زنجان از توانمندی های بالایی در زمینه توسعه صنعت جهانگردی و جلب گردشگر برخوردار است. جاذبه های طبیعی این استان شامل کوه ها، رودها، آبشارها، چشمه های آب معدنی، دریاچه های طبیعی و مصنوعی در شهرستان های مختلف استان پراکنده شده اند. رودخانه هاى بزرگ و مشهور با شعبات آن ها در كشتزارها و باغ هاى استان، چشمه هاى آب معدنى و آب سرد، غارهاى تاريخى و طبيعى، مناظر زيباى كشتزارها و باغ ها از جمله جاذبه هاى طبيعى استان هستند كه هر بيننده ای را به تحسين وا مى دارند. با اين كه تاريخ این منطقه فراز و فرود های بسيار به خود ديده و گاهی شعله های خشم و جنگ، برگ های زيادی از تاريخ منطقه و حتی گاه تمام آن را در كام خود فرو برده است ولی به جهت عمق غنای هويت و فرهنگ اين منطقه، هنوز نیز استان زنجان امانت دار ميراث فرهنگی ارزشمند و قابل ملآحظه ای است که فرهنگ و هویت این سرزمین را به نمایش می گذارد. كاخ هاى با ارزش و قدیمی، مدرسه هاى تاريخى، مسجدهایی با معماری کم نظیر، بازارهاى قديمى، بقعه امام زاده ها، زيارتگاه ها و بناهاى تاريخى و مذهبى با معماری های ارزشمند بخشی از اين ميراث شايان توجه هستند. برخى از بناهاى موجود در استان، هم چون بنای بزرگ و تاریخی سلطانیه دارای ارزش هاى درجه يک جهانگردى و شهرت جهانی هستند. اين بنا که يكى از بزرگ ترين و باشكوه ترين بناهاى اسلامى محسوب می شود در خاور استان زنجان واقع شده است. برخی دیگر از بناهای تاریخی این استان با این که از دیرینگی و قدمت چندانی برخوردار نیستند ولی به لحاظ معماری و کاربری از بناهای منحصر به فرد ایران به شمار می آیند و از جمله آن ها می توان بنای کم نظیر رختشوی خانه را نام برد.
صنايع و معادن
استان زنجان دارای دو نوع صنایع دستی و ماشینی (کارخانه ای) است. صنايع دستی این استان از رشد و شكوفايی برخورداربوده و نمونه های بديع آفريده های دستان هنرمندان و متخصصان برجسته زنجانی امروزه مايه سربلندی و مباهات صنایع ایران در جهان است. به دليل موقعیت ترانزیتی و برخورداری از راه های مناسب و نزديكی به استان تهران این منطقه از امكانات توسعه صنعتی خوبی برخوردار شده است. كارخانه های مختلفی در شاخه های صنايع فلزی، شيميايی، دارويی، غذایی، ريسنده گی و بافنده گی، ساختمانی، الكتريكی، چوبی و سلولزی فعال هستند. معادن فعال استان؛ كائولن، فلدسپات و سيليس است و دیگر معادن که بیش تر شامل معادن سنگ می شوند در نقاط مختلف استان پراکنده شده اند. استان زنجان بزرگ ترین معدن روی خاورمیانه را در خود جای داده است.
کشاورزی و دام داری
شرايط جغرافيايی مشتمل بر تنوع آب و هوايی، برخورداری از منابع آب و حاصل خيزی خاک؛ استان زنجان به صورت يک متطقه مناسب كشاورزی درآورده است. بعضی از محصولات كشاورزی و باغی استان از نظر مقدار سطح زير كشت و توليد انگور مقام اول را در كشوردارد. كشاورزی در اين استان به صورت ديمی و آبی انجام می شود. استان زنجان يكی از قطب های مهم دام داری باخترایران، به شمار می آيد. انواع فعاليت ها دردو بخش به شيوه صنعتی و ستنی انجام می شود. استان زنجان در زمينه دام پروری صنعتی و توليد گوشت و شير در سطح كشور، جايگاه در خور توجهی را احراز نموده يكی از مهم ترين مراكز مرغ داری كشورنیز به شمار می رود.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
نام استان زنجان برگرفته از مركز استان يعنى شهر زنجان است. در مورد وجه تسميه شهر زنجان تاكنون نظرات گوناگونى ازسوى پژوهشگران و نويسندگان ارايه شده است. قديمى ترين نامى كه به اين منطقه اطلاق شده است، زنديگان به معناى اهل كتاب زند (معروف ترين كتاب آيين زردشتى ساسانى) و گان از پساوند اهل باستان است كه در دوره ساسانيان بر اين منطقه گذاشته شده است. گفته مى شود بناى شهر زنجان در زمان اردشير بابكان ساخته شده و در آن زمان نام شهين يعنى منسوب به شاه به آن اطلاق مى شده است. از اواخر دوره قاجاريه به علت استقرارايل خمسه فارس، نام خمسه نيز بر آن نهاده شد. يافته هاى تاريخى و كاوش هاى باستان شناسى كه در نواحى مختلف استان زنجان انجام گرفته، گواهی بر قدمت تاريخى و ديرينگى آن است و آثار كشف شده در اين محدوده، استقرارهاى انسانى از دوران پيش از تاريخ تا دوران اسلامى را در اين منطقه ثابت مى كند. در بيش ترمنابع موجود، نويسندگان و پژوهشگران با استناد به يافته هاى باستان شناسى و متون تاريخى، پيشينه تاريخى استان زنجان را در چهار مرحله، دوران پيش از تاريخ تا دوران آغاز ادبيات شامل هزاره هفتم تا اوايل هزاره سوم پيش از ميلاد، دوران آغاز ادبيات و دوران تاريخى شامل اوايل هزاره سوم تا اواخرهزاره دوم پيش ازميلاد و دوران تاريخى جديد شامل اواخرهزاره دوم پيش از ميلاد تا اوايل قرن هفتم ميلادى و دوران اسلامى که طول زمانی آن از قرن 7 تا 19 ميلادى برابر با قرن 1 تا 14 هجرى قمرى برآورد می شود، مورد مطالعه قرار داده اند. يافته هايى كه از غار تاريخى گليجک در37 كيلومترى جنوب باخترى شهر زنجان و در محدوده شهرستان ماه نشان به دست آمده، حدود سى هزار سال قدمت دارند و گواهی بر قدمت تاريخى منطقه زنجان در دوران پيش از تاريخ تا دوران آغاز ادبيات است. در منطقه ايجرود واقع در جنوب باخترى شهرستان زنجان، آثارى از دوران آغاز ادبيات به دست آمده است. زيستگاه هاى انسانى منطقه ايجرود در هزاره سوم و دوم پيش ازميلاد در هشت كانون باستانى و تداوم حيات آن ها تا هزاره اول قبل از ميلاد، حكايت از شكوفايى و تداوم تمدن فلات مركزى ايران در اين ناحيه دارد. تاكنون 65 كانون تاريخى در منطقه زنجان شناسايى و مورد بررسى قرار گرفته اند كه بيش تر اين كانون ها در دره هاى زنجان رود، شاهرود و قزل اوزن شناسايى شده اند. بررسى ها و مطالعات موجود بر وجود نوعى سفال خاكسترى رنگ ساده، كه با مهاجرت اقوام آريايى در منطقه مطابقت دارد گواهی می دهد. استناد به متون تاريخى نمايان گر آن است كه در اواخرهزاره دوم پيش از ميلاد و در اثر فشارهاى ناشى از كمبود منابع اقتصادى و كشاورزى و بروز جنگ هاى منطقه اى، اقوامى از منطقه ماوراء النهر و حوزه درياچه آرال به طرف باختر حركت كردند. گفته مى شود كه تيره اى از اين اقوام از طريق جنوب درياى خزر و به احتمال زياد از دره سفيد رود و از منتهى اليه شمال خاورى مرز طبيعى زنجان به اين منطقه وارد شده اند، البته گفته مى شود كه مهاجمان براى ورود به فلات ايران از چند راه استفاده نموده اند. برخى دانشمندان معتقدند كه گروهى از اقوام ياد شده از طريق جنوب خاورى درياى خزر و پس از عبور از رود اترک و گروه ديگر پس از عبور از كنار درياچه اروميه وارد فلات ايران شده اند. مطالعاتى كه در مظاهر فرهنگى و تمدنى منطقه زنجان صورت گرفته، تفاوت هايى را در اين زمينه نشان داده است. تفاوت هاى موجود در آثار كشف شده در تپه حسنلو و جنوب درياچه اروميه، با بقاياى موجود در اين نواحى و تراكم استقرارها و مشابهت اشيای تاريخى ناحیه خورين در باختر تهران و املش گيلان با آثار اين منطقه، گوياى اين مطلب است كه اقوام مهاجر از راه سوم كه دره سفيد رود است، به منطقه زنجان سرازير شده اند. گفته مى شود استقرار مهاجران در منطقه زنجان با آرامش صورت گرفته كه شايد تعداد اندک بوميان منطقه دليل اصلی اين امر بوده باشد. طبق مدارک آشورى، منطقه زنجان در قرن نهم پيش ازميلاد آنديا نام داشته و به احتمال ضعيف اقوام مستقر در آن با اقوام لولوبيان و گوتيان مستقر در زاگرس مرتبط بوده اند. به هر حال اين منطقه از لحاظ جغرافياى تاريخى در آغاز هزاره اول قبل از ميلاد از شمال با كادوسيان و كاسپيان، از باختر با لولوبيان و گوتيان و از طرف جنوب خاورى و خاور با مادها هم مرز بوده است. اقوام مهاجر بعدها پس از جنگ هاى داخلى و منطقه اى فراوان يك سيستم حكومتى تحت عنوان پادشاهى ماد را بنيان گذارى نمودند. در دوره اشكانيان و ساسانيان دره هاى زنجان رود و قزل اوزن از رونق زيادى برخوردار بوده اند. شواهد موجود از جمله آتشكده عظيم تخت سليمان در باختر و عبادتگاه بهستان در جنوب و آتشكده هاى ساسانى در طارم تاييد كننده اين نظريه است که این ناحیه در دوره اشکانیان و ساسانیان رونق به سزایی داشته و اين رونق در این دوره اتفاقی نبوده است و آن را می توان ناشی از توانمندی های طبیعی منطقه دانست. كشف برخى آثار مانند كشف سكه دريک هخامنشيان در حومه شهرستان خدابنده و پيدايش اتفاقى يک رينون از اين دوره و كشف آثار و اشياى ديگر حكايت از شكوفايى تمدن و فرهنگ اين منطقه در دوران هخامنشيان دارد. در كتب جغرافيايى صدراسلام بر وجود تمدن در دوره ساسانيان و اشكانيان در منطقه زنجان تاكيد شده است. منطقه زنجان در دوران اسلامى شاهد تحولات اساسى بوده است. اين دوران كه از قرن 7 تا 19 ميلادى برابر با قرن 1 تا 14 هجرى را شامل مى شود، مصادف با زمانى است كه مردم اين منطقه اسلام را پذيرفته اند. مدارک باستان شناسى و متون تاريخى موجود، از رونق تاریخی این منطقه در سده های میانی اسلام حکایت دارد. اين منطقه جغرافيايى، در سرتاسر دوران اسلامى به ويژه در قرن چهارم در دوران حكومت كنگريان و سده های پنجم تا هشتم هجرى قمری در دوران حكومت سلجوقيان وايلخانان درحد شكوفايى و از نظر سيستم اقتصادى و مظاهر فرهنگى و هنرى دارای رونق چشمگیری بوده است. بیش تر آثار تاریخی و مذهبی استان زنجان، مانند مساجد جامع قروه، سجاس، قلابر، كاروانسراهاى نيک پى، سرچم، آثار تاريخى سلطانيه، خدابنده و ابهر در این دوران ساخته شده اند و بررسی آن ها به خوبی بر دیرینگی تاریخ منطقه گواهی خواهد داد. ایلخانان مغول، شهر سلطانیه در خاور استان زنجان را به عنوان مرکز حکومت خود انتخاب كردند و بر آبادانی این منطقه همت گماشتند و به همان اندازه که کمرهمت بر آبادانی منطقه سلطانیه بستند، از آبادانی شهرها و مناطق دیگر غافل شده و به تدریج مناطق اطراف سلطانیه و خصوصاً شهر زنجان بر اثر بی توجهی حاکمان وقت، روبه ویرانی و نابودی گذاشت. پس از انقراض حكومت ايلخانى به دست سربداران، منطقه زنجان، دوباره آرامش و آبادانی نسبی یافت و بار دیگر سلطانیه و مناطق همجوار آن دچار رکود و رخوت گردیدند. فتنه تيمور لنگ در قرن نهم منطقه زنجان را بار دیگر تحت تاثیر خود قرار داد و تقريباً به كلى نابود و علایم آبادانی از آن محو شد. دراين دوره شدت تخريب و فقر به حدى بود كه ادامه حيات تنها در روى تپه ها به صورت جزيى ديده مى شد. به اين ترتيب ملاحظه می شود که تنش هاى سياسى و كشمكش هاى نظامى تا قرن دهم مانع از رشد و اعتلاى اقتصادى و فرهنگى در منطقه زنجان شده است. در دوران حكومت صفويه و قاجاريه به خصوص دوران حكومت شاه طهماسب صفوى، شاه عباس صفوى و آقا محمد خان قاجار فعل و انفعالات انسانى كمك شايانی به رونق نسبى منطقه كرد. اعتلا و رونق نسبی منطقه زنجان، به دوران حکومت صفویه باز می گردد. اهتمام سران حکومت صفویه نسبت به آبادانی تمام مناطق ایران و ساخت کاروانسراها و راه های ارتباطی و امن نمودن این راه ها و همچنین نزدیکی به قزوین که مدتی مرکز حکومت شاهان صفوی بوده، از دلایل مهم رونق منطقه زنجان در دوره صفویه بوده است. بخش بزرگی از روستاها، بخش ها و شهرهاى فعلى محدوده استان زنجان با توجه به سيستم فئودالى تا اواخر قرن سیزدهم هجرى قمرى تكوين و استقرار يافته و ادامه حيات داده اند. این استان به دلیل اهمیت ارتباطی خود در دوره قاجاریه از رونق نسبی برخوردار بوده و هم اكنون نیز يكى از مناطق آباد و با اهميت ايران است كه نقش مهمى را در عرصه هاى مختلف اقتصادى و ارتباطى كشور ايفا كرده و روز به روز هم در جهت آبادانی و رونق بیش تر آن تلاش های پيگيری صورت می گیرد.