نوشته شده توسط : darya

استان لرستاناستان لرستان

 

موقعیت : غرب ایران
مجاورت : شمال: استانهای مرکزی و همدان   جنوب: استان خوزستان  شرق: استان اصفهان   غرب: استانهای کرمانشاه و ایلام 

map_lorestan

وسعــــت: 28559 کیلومتر مربع
جمعـیــت:
تقسیمات: 9 شهرستان، 10 شهر، 20 بخش، ه81 دهستان و 2842 آبادی دارای سکنه
شهرستانها:  خرم آباد ، بروجرد ، الیگودرز ، دورود ، ازنا ، کوهدشت ، دلفان ، سلسله و پلدختر
مرکـــــز : خرم آباد

 

مکان های دیدنی و تاریخی 

استان لرستان از مكان هاي طبيعي و تاريخي بسياري برخوردار است كه مهم ترين آن ها عبارتند از:
اشتران كوه و قله هاي برفگير آن, غار تمندر, غار بزنويد, غارهاي سفيد كوه در اطراف خرم آباد, غار منو در اطراف دورود, غارسراب سفيد در حوالي بروجرد, غار دوشه, غار زيباي كلماكره, درياچه زيباي گهر, تالاب هاي تنگ فني, درياچه مصنوعي كيو, رودخانه سيمره, آبشاربيشه, آبشار آب سفيد, آبشار افرينه,آبشار تاف, آبشار راوك, چشمه هاي سياب, تنگ قلعه, پايين گردنه آستان, ونايي, آب ارم, آب گرداب دارابي, آب اراز, اسل مساله بيك, چشمه كيمهان, چشمه قلقلي, قلعه فلك الافلاك, مناره آجري خرم آباد, گرداب سنگي خرم آباد, سنگ نوشته, پل شاپوري, مقبره زيد بن علي, درياچه كيو, آبشار نوژيان, امام زاده پير امام, امام زاده قاسم, مقبره شاه زاده ابراهيم, معبد سرخ دم لري, گنبد شاه محمد و تنگ ملاويو.
 

  

صنايع و معادن

صنايع استان لرستان را مي توان به دو دسته صنايع دستي و كارخانه اي تقسيم كرد. اين استان به واسطه تاريخ و تمدن كهن خود از دست ساخت هاي فلزي و برنزهاي مشهوري برخوردار است. دوره مفرغ را دوره طلايي و شكوفايي هنر و تمدن لرستان مي نامند زيرا صنعت كاران مفرغ در اين منطقه با استفاده از ساده ترين شيوه هاي صنعت ريخته گري, قالب سازي و تراشكاري, آثار و اشياي بسيار ارزشمند و هنرمندانه از خود به جاي گذاشته اند؛ به طوري كه اين آثار زينت بخش موزه هاي بزرگ جهان است. انواع مفرغ ها و آثار مكشوفه دراين استان شامل سلاح و جنگ افزار, قطعات زين و برگ اشياي زينتي, اشياي نذري و ظروف غذاخوري مي شوند. توسعه صنعتی استان لرستان در سال های گذشته، به علت سياست توجه به نقاط محروم و استقرار و ايجاد كارخانه های صنعتی متعدد روبه رشد است. از جمله صنايع راه اندازی شده می توان به صنايع ساختمانی، فلزی، سراميك، غذايی، پوشاك، شيميايی و صنايع دستی اشاره كرد. لرستان از لحاظ معادن طبيعی، استانی غنی به شمار می آيد. از اين جمله معادن می توان به سنگ تراورتن (در چگنی و كوهدشت)، مرمريت (در ازنا، اليگودرز و بروجرد)، فلدسپات، تالك و سيليس (در بروجرد و اليگودرز و ازنا)، سنگ گچ (در دورود و كوهدشت)، سنگ آهك (درخرم آباد و كوه دشت) و سرب و روی (در اليگودرز) اشاره کرد كه بخشی از آن ها مورد بهره برداری قرار گرفته است. 

 

کشاورزی و دام داری

استان لرستان با توجه به برخورداری از هوای متنوع و رودهای پر آب و خاك آبرفتی حاصل خيز، استعدادی ويژه در كشت محصولات كشاورزی دارد. غلات، چغندر قند و حبوبات، مهم ترين فرآورده های كشاورزی آن محسوب می شوند. در نواحی جنوبی و پاره ای مناطق ديگر استان، محصولات گرمسيری نيز توليد می شود. بازده توليدات كشاورزی استان لرستان به دليل استفاده از روش های سنتی، به ويژه در زمين های ديم كوهستانی و پايكوهی، چندان چشم گير نيست. به جهت وجود مراتع سرسبز و غني دام داري و دام پروري در اين استان پررونق است و در تمام استان رواج كامل دارد. در نواحی مرطوب، پرورش گاو و در ميان عشاير و روستاهای خشك تر پرورش گوسفند، بز، مرغ، خروس، غاز، بوقلمون، مرغابی و ديگر طيور رايج است. عده ای از اهالی استان هم به پرورش و نگه داری زنبور و توليد عسل اشتغال دارند. درسال های اخير، برای افزايش بازدهی توان دام داری اين استان، در اطراف شهرهای آن، واحدهای مرغ داری و گاوداری صنعتی نيز تاسيس شده است.  

  

مشخصات جغرافيايي

استان لرستان در باختر ايران واقع شده و از شمال به استان های مركزی و همدان، از جنوب به استان خوزستان، از خاور به استان اصفهان و از باختر به استان های كرمانشاه و ايلام محدود مي شود. اين استان از نظر جغرافيايی بين 46 درجه و 51 دقيقه تا 50 درجه و 3 دقيقه درازای خاوری و 32 درجه و 37 دقيقه تا 34 درجه و 22 دقيقه پهنای شمالی قرار گرفته است. پست ترين نقطه استان لرستان با ارتفاع 500 متر از سطح دريای آزاد در جنوبی ترين ناحيه آن واقع شده است و قله سن بران اشتران كوه با 4050 متر ارتفاع، بلندترين نقطه استان لرستان به حساب می آيد كه در شرق استان واقع شده است. استان لرستان دارای آب و هوای متنوعی است. در زمستان هنگامی كه در شمال استان برف و كولاك و سرمای شديد جريان دارد، قسمت های جنوبی آن از هوای مطبوع و بارانی برخوردار است. بررسی های اقليمی نشان می دهند كه خرم آباد زمستانی معتدل و تابستانی گرم دارد. بروجرد زمستانی سرد و تابستانی معتدل دارد. اليگودرز نيز زمستانی بسيار سرد و تابستانی معتدل دارد. ازنا, اليگودرز, بروجرد, پل دختر, خرم آباد, دلفان, دورود, سلسله و كوهدشت؛ شهرستان هاي استان لرستانند كه هريك دربرگيرنده شهرها و روستاهاي متعددي هستند. بر اساس سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت اين استان 1656000 نفر برآورد شده است. راه هاي دست رسي به استان لرستان عبارتند از:
- خط آهن تهران ـ اهواز که از شهرستان های ازنا و درود نيز می گذرد.
ـ راه خرم آباد ـ بروجرد به سوی شمال خاوری به درازای 100 كيلومتر كه با ادامه راه به سوی شمال خاوری به درازای 203 كيلومتر به اراك و به درازای 500 كيلومتر به تهران پيوسته است. هم چنين خرم آباد از 60 كيلومتری همين راه از محلی بنام دو راهی، با راهی به درازای 37 كيلومتر به شهر اصفهان پيوسته است.
ـ راه خرم آباد ـ اهواز به سمت جنوب به درازای 375 كيلومتر.
ـ راه خرم آباد ـ الشتر به سوی شمال به درازای 53 كيلومتر. از 40 كيلومتری همين راه، راهی فرعی به هرسين می پيوندد و از اين طريق خرم آباد با راهی به درازای 180 كيلومتر به كرمانشاه پيوسته است.
 

  

وجه تسميه و پيشينه تاريخي

در هزاره سوم و چهارم پيش از ميلاد بعضی از اقوام مهاجر با تصرف سرزمين بين النهرين (ميان دو رود) در كوه های زاگرس اسكان يافتند. نام اين اقوام به استناد كتيبه های بابلی، آشوری، ايلامی و در آثار بر جای مانده از سارگن- پادشاه مقتدر آكد (2030 – 2048 ق . م) - «لولوبی»، «مانايی»، «كاسی»، «گوتی»، «نايدی»، «آمادا» و «پارسوا» ذکر شده است. تاريخ نگاران، در آريايی بودن لولوبی ها و مانايی ها ترديد دارند؛ اما شواهد تاريخی حاکی از آن است که كاسی ها در سال 1600 قبل از ميلاد در لرستان كنونی می زيسته اند و محدوده حكومتی آن ها از شمال و خاور لرستان تا اطراف همدان توسعه داشته است. اين قوم، در هزاره دوم پيش از ميلاد به قصد تصرف بابل دراين شهر نفوذ كردند و بعد از شکست اول از حمورابی (حاکم بابل)، بالاخره توانستند در بابل مستقر شده و دومين سلسله شاهان آن جا را تاسيس كنند. با انقراض اين سلسله نوپا (در هزاره دوم پيش از ميلاد) توسط دولت مقتدر ايلام، كاسی ها به سمت زاگرس عقب نشينی کردند و خراج گزار ايلام شدند. تا قبل از تسلط اسکندر مقدونی بر اين ناحيه، اين قوم مانند سدی در برابر توسعه طلبی آشوری ها، در مناطق خاوری مقاومت می كردند. بعد از مدتی، قدرت اين قوم كوه نشين به حدی رسيد كه شاهان سلسله هخامنشی هنگامی كه از مسير فارس به شوش يا از مسير بابل به اكباتان می گذشتند، هديه هايی برای ايلات كوهستانی بين راه می فرستادند تا مسير عبور آن ها را امن نگاه دارند.
در دوره ساسانيان،‌ پشتكوه و پيشكوه را خاندان معروف هرمزان اداره می كردند. هرمزان، آخرين فرمان روای اين خاندان بود که با حمله اعراب در سال 16 هـ . ق به اسارت درآمد. اعراب پس از فتح «حلوان»، نواحی شمالی لرستان را گرفتند و چند سال بعد در سال 21 هـ . ق، توانستند نهاوند و قسمت جنوبی لرستان را نيز ضميمه محدوده حکومت خود کنند. سال بعد هنگامی که عمر مناطق تصرف شده را بين لشگريان کوفه و بصره تقسيم می کرد، لرستان ضميمه کوفه شده و از آن پس جزو ايالت جبال (عراق عجم) به حساب می آمد و تا ميانه سده چهارم هجری قمری، حكم ران اين منطقه از بغداد يا كوفه تعيين می شد. درهمين قرن، حسنويه كرد اين منطقه را به تصرف خود درآورد و خاندان او تا سال 500 هـ . ق بر لرستان تسلط داشتند.
هم زمان با استيلای قوم مغول بر ايران، لرستان به دو قسمت لر بزرگ و لر كوچك تقسيم شد. هر يك از اين دو قسمت از پيش از استيلای مغول تا مدت زمانی پس از انقراض ايلخانان، امرای نيمه مستقل داشتند. اتابكان لر بزرگ از كردان شام بودند كه در اواسط قرن ششم هجری از راه آذربايجان رهسپار ايران شدند و در محدوده اشتران كوه و جلگه های شمالی آن سکونت کردند. آن ها تا نيمه اول قرن نهم هجری (500 – 827 هـ . ق) حكومت كردند و ايذج (مال امير) را- که خرابه های زيادی از آن باقی مانده- پايتخت خود قرار دادند. سلسله اتابکان با کشته شدن غياث الدين كاووس (آخرين اتابک) به دست سلطان ابراهيم منقرض شد. اما اتابكان لركوچك (580 – 1006 هـ. ق) با اين كه چندين امير معتبر داشتند و حكومتشان نيز طولانی تر بود، هيچ وقت اهميت و اعتبار لر بزرگ را پيدا نكردند. آن ها موقعيتشان را تا زمان صفويه حفظ كردند و حتی قلمرو حكومت خود را تا باختر كوه های پشتكوه توسعه دادند. در سال 1006 هـ . ق با كشته شدن شاهوری - آخرين فرد اين سلسله - به فرمان شاه عباس اول، اين سلسله نيز برافتاد و حكومت لرستان به حسين نامی محول شد. خاندان اين والی تا اوايل روی كار آمدن سلسله قاجار، بر لرستان حكومت كردند و حكومت پشتكوه را نيز زمانی حكام بروجرد و زمانی حكام شوشتر به عهده داشتند. اين استان هم اكنون يكي از مناطق آرام و امن جمهوري اسلامي ايران است.


استان گیلاناستان گیلان

 

مرکـــــز : رشت

موقعیت : شمال ایران
مجاورت : شمال:جمهوری ترکمنستان   جنوب: استان سمنان  رب:استان مازندران و دریای خزر

gilan_map

آب و هوا: معتدل مدیترانه ای
وسعــــت:  22 هزار کیلومتر مربع
جمعـیــت:
تقسیمات:  16 شهر و 16 بخش و 45 دهستان
شهرستانها: آستارا، آستانه اشرفیه ، اَملَش، بندر انزلی ، رشت، رضوانشهر، رودبار، رودسر، سیاهکل، شَفت، صومعه‌سرا، طوالش، فومَن، لاهیجان، لنگرود، ماسال 

مکان های دیدنی و تاریخی 

مكان هاي ديدني و تاريخي استان گيلان عبارتند از: باغ سردار محتشم, باغ مشكوه (سالار),
تالاب امير كلايه بخش شير جو پشت, تالاب انزلی, چشمه آب شور لاكان, چشمه چشما گل سه شنبه, چشمه آب معدنی سجيران, چشمه آب معدنی زمزمه, چشمه آب معدنی علی زاخونی, چشمه آب معدنی سنگرود, چشمه آب گرم ماستخور, دره گوهر رود كرانه شرقی سفيد رود, منطقه حفاظت شده امير كلايه, منطقه حفاظت شده سلكه, منطقه حفاظت شده لوندويل, منطقه حفاظت شده ليسار, منطقه حفاظت شده ناواسالم, منطقه حفاظت شده آلالان, منطقه حفاظت شده سيا كشم, منطقه حفاظت شده سرخانكل, آب انبار رستم آباد, آرامگاه ميزا كوچك خان, آرامگاه سيد ابوالقاسم, آرامگاه مير نظام الدين و دكتر حشمت, آرامگاه امام زاده سيد حسين و ابراهيم,‌ آرامگاه پير جنگلی بازكيا, آرامگاه دكتر محمد معين, آرمگاه آقا سيد محمود مرندی, آرامگاه پيرموسی, آرامگاه كاشف السلطنه, آرامگاه بابا ولی (قادر پيغمبر), آرامگاه پير قطب الدين باغچه سرا, آرامگاه پير حسن و پير مسعود, آرامگاه شيخ ابوالوجيه, آرامگاه امام زاده مير شمس الدين, آرامگاه آقا سيد محمد نجفی, امام زاده آقا مير جمال الدين, امام زاده سيد علی غزنوی, امام زاده سيد ابو جعفر سادات, امام زاده عون بن محمد ماسوله, امام زاده شفيع, اسپيه مزگت يا سفيد مسجد, برج ساعت, برج ساعت, بقعه امام زاده صالح, بقعه بی بی حوريه, بقعه امام زاده آقا سيد ابوالحسن, بقعه شيخ زاهد گيلانی, بقعه مير شمس الدين لاهيجی, بقعه چهار پادشاهان, بقعه ملا عاقل, بقعه آقا سيد اسماعيل و آقا سيد ابراهيم, بقعه آقا سيد محمد, بقعه آقا سيد رضا كيا, بقعه امام زاده محمد حنيفه, بقعه آقا سيد ابوجعفر, بقعه امام زاده اسحاق, بقعه دوازده تن, بقعه آقا سيد حسن, بقعه آقا سيد حسين كيا,
بقعه آقا سيد محمد, بقعه سيد جلال الدين اشرف, بقعه سيد محمود, بقعه سيد شرف شاه, بقعه آقا سيد محمد يمئی, بقعه آقا شاه (عكاشه), بقعه آقا سيد دانيال, بقعه خواهر امام, بقعه آقا سيد عباس و سيد اسماعيل, بقعه آقا سيد قاسم, بقعه آقا سيد احمد و آقا سيد حيدر, بقعه پير, بقعه پير محله رانكوه, بقعه آقا سيد معين و مبين, بقعه سيد ابو جعفر ثايری , بقعه مرتضی و سيد ابراهيم, بقعه امام زاده آقا سيد ابوالحسن, بقعه عون بن علی بن محمد ماسوله, بقعه آقا سيد ابراهيم و آقا سيد عبدالله , تپه باستانی مارليك, تی تی كاروان سرا, پل خشتی بخش گوله, پل خشتی نياكو, پل خشتی كسيم, پل غازيان, پل ميان پشته, پل آجری لنگرود, پل تالش دولاب,‌
پل تاريخي, پل خشتی كسما, پل مرغانه پرد, پل آجری تميجان, حمام های قديمی گلشن و طاهر گوراب, حمام گلشن, حمام قديمی ديلمان, حمام حاج آقا بزرگ, حمام های پير سرا، شاهزاده گلستان, حمام حاج ميرزا احمدی, حمام قديمی كيا كلايه, حمام قديمی آق اولر, خانه ميرزا احمد ابريشمی, خانه قديمی محمد صادقی, خانه سردار معتمد رشتی, خانه سيد اسماعيل ضيابری, خانه سيد علی مقيمی, خانه ديوان بيگی, خانه قديمی منجم, خانه قديمی دريا, خانه قديمی رييس زاده, خانه محبی, خانه منجم باشی, روستای تاريخی ماسوله, ساختمان معتمدی, ساختمان گمرك, ساختمان شهرداری , ساختمان اداره پست, ساختمان استان داری سابق, عمارت كلاه فرنگی, عمارت سردار امجد, عمارت نصرالله خان سردار,
قلعه صلصال ليسار, قلعه رودخان شفت, قلعه ساسان, قلعه بندين, قلعه رود خان, قلعه مسجد كلده, كاروان سرای لات, كاخ ميان پشته, كاخ قشلاقی ضرغام السلطنه, كاخ اختصاصی رضا شاه, كاخ ناهار خوران, مجموعه ميدان, مدرسه شاپور, مسجد جامع, مسجد اكبريه, مسجد صفی (سفيد), مسجد جامع جور, مسجد جامع امير بنده, مناره گسكر, مناره مسجد جامع, مناره رود خان, مناره سلجوقی, مناره مسجد جامع و موزه رشت.
 

  

صنايع و معادن

صنايع استان گيلان بيش تر مرتبط با بخش كشاورزی و صنايع وابسته به آن است. صنايع نساجی، شيميايی والكترونيك و هم چنين صنايع دستی استان گيلان بسيار معروف است. از معادن شناخته شده استان گيلان می توان به معادن زغال سنگ، ‌خاك نسوز، سنگ ساختمانی، نفت، گاز، سنگ آهك، گرانيت، ميكا و … اشاره كرد. مهم ترين صنايع دستی استان گيلان عبارتند از: سبد بافی، حصير بافی، مرواری بافی، خيزران بافی (بامبو بافی)، سفال گری، نمد بافی، دست بافت های ابريشمی، پشمی و نخی، گليم و جاجيم و بافی، قالی بافی، چموش دوزی، صنايع دستی چوبی و كروی نقش دار. 

  

کشاورزی و دام داری

گيلان منطقه ای با خاك حاصل خيز و اقتصاد كشاورزی پررونق است. گيلان از نظر نوع زمين زير كشت و محصولات كشاورزی، به دو منطقه كلی تقسيم می شود:
- منطقه جلگه ای: اين منطقه با بهره گيری از خاك حاصل خيز، شبكه آبرسانی وسيع، هوای معتدل و مرطوب، به كانون كشت برنج، چای، توتون، بادام زمينی، حبوبات، صيفی جات و مركبات تبديل شده است.
- منطقه كوهستانی:اين منطقه با خاك و شبكه آبرسانی مناسب به كانون های كشت گندم و جو، يونجه، ‌زيتون و فندق تبديل شده است. دام داري نيز دراين منطقه رايج است ولي كشاورزي رونق بيش تري دارد.
 

 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي

نام گيلان برگرفته از نام قوم گيل است كه پيش از مهاجرت آريايي ها به همراه قوم ديلم در اين منطقه مي زيسته اند. تاريخ گيلان تا شش قرن پيش از ميلاد، تاريك و مبهم است و تنها با تكيه بر پاره ای اشاره ها، گمانه ها و كاوش های باستان شناختی است كه می توان گوشه هايی از تاريخ اين منطقه را روشن كرد. آثار به دست آمده از اين كاوش ها نشان دهنده آنند که سرزمين های سواحل جنوب دريای مازندران (خزر) به دوره پيش از آخرين يخ بندان (بين 50 تا 150 هزار سال پيش) تعلق دارند. با مهاجرت آريايی ها و ديگر قوم ها به اين سرزمين، از آميزش مهاجران و ساكنان بومی منطقه، قوم های جديدی پديد آمده اند كه در اين دو قوم « گيل » و « ديلم » اكثريت داشته اند. ازهمان آغاز، فرمان روايان اين دو قوم از آزادی كامل برخوردار بوده اند و هيچ گاه، در برابر بيگانگان و يا در مقابل حاكمان ديگر، تسليم نشده اند و حتی به اطاعت دولت ماد نيز در نيامده اند.
درقرن ششم پيش ازميلاد، گيلانيان با كوروش هخامنشی متحد شده و دولت ماد را سرنگون كردند. گيلانيان، در جريان محاصره و تسخير بابل، به ياری كوروش شتافتند. در زمان ساسانيان، گيلان تا اندازه ای استقلال خود را از دست داد و اردشير بابكان بر اين قوم پيروز شد. او به ياری ارتشی مركب از 300 هزار مرد جنگی و نزديك به 10 هزار سوار، گيلان را تسخير كرد. اين ارتش به زودی از هم پاشيد و كارآيی خود را از دست داد. در اواخر پادشاهی قباد كه هرج و مرج در ايران پديد آمده بود، گيل ها بنای سركشی و تعرض به همسايگان را گذاشتند. خسرو انوشيروان در آغاز سلطنت خود ارتشی بزرگ به گيلان فرستاد و گيلانيان را ناگزير كرد به درگاه كسرا به عذر خواهی بروند. انوشيروان آن ها را بخشيد و در دوران ساسانيان، گيلان هم چنان زير فرمان شاهان ساسانی باقی ماند.
پس از پيروزی عرب های مسلمان بر ايرانيان، گيلان به مأمن علويان تبديل شد. ديلميان نيز كه در مخالفت با خلفای عباسی در حدود دو قرن در كوهستان ها پناه گرفته بودند، به مرور با علويان متحد شدند. نخستين علوی كه به ديلم پناه برد، يحيی بن عبدالله از نوادگان امام حسن (ع) بود. پس از وی، انبوهی از علويان به آن جا راه يافتند. در حدود سال 290 هجری قمری، مردم گيلان و ديلم كم كم به مذهب علويان روی آوردند و در گسترش آن نيز كوشش بسيار كردند.
از سال 290 هـ . ق در تاريخ ايران، سلسله هايی با منشاء گيلانی و ديلمی پديد آمدند و دايره نفوذ خود را گسترش دادند. يكی از مهم ترين اين سلسله ها آل بويه بود كه حتی به بغداد، مركز خلفای عباسی نيز لشگر كشيد و خليفه عباسی را شكست داد. از اين تاريخ به بعد، كم كم دست خلفای عباسی از ايران كوتاه شد. از اين قرن تا زمان حمله مغولان، فرقه های مختلف اسلامی، از جمله اسماعيليه در اين ناحيه نفوذ داشتند.
فاتحان مغول در قرن هفتم، ارتشی بزرگ را برای تصرف ايران فرستادند. اما به دليل راه های سخت گيلان، تا اوايل سده هشتم هجری قمری بر اين بخش از ايران دست نيافتند. سرانجام اولجايتو موفق شد اين سرزمين را به تصرف خود در آورد، ولی نتوانست برای مدت درازی آن را در اختيار داشته باشد.
گيلانيان دربه قدرت رسيدن صفويان نقش مهمی ايفا كردند. در سال 900 هجری قمری، شيخ زادگان اردبيلی از اولاد شيخ صفی، سلطان حميد و فرزندش را پذيرفتند. مردم گيلان كه از مريدان خانقاه اردبيل بودند، به شايستگی از شيخ زادگان اردبيلی پذيرايی كردند. گيلان، در زمان سلطنت شاه عباس اول استقلال خود را از دست داد. نادر شاه افشار كه علاقه زيادي به افزايش قدرت نيروی دريايی ايران داشت، چندين كارگاه كشتی سازی در اين استان، به ويژه در لنگرود، تاسيس كرد.
پيش از روی كار آمدن نادر شاه، روس ها نخستين حملات خود را به ايران آغاز كردند. در سال 1071 هجری قمری، شماری از قزاقان روس به قصد غارت گيلان، با چند كشتی به ساحل گيلان حمله كردند و در برخی از مناطق آن دست به چپاول زدند، که نادر شاه با قدرت آنان را به سرزمين خودشان بازگرداند.
 

  

مشخصات جغرافيايي

استان زيباي گيلان در جنوب درياي خزر؛ ميان رشته كوه های البرز و تالش در شمال ايران جای گرفته است. اين استان به واحد جغرافيايی جنوب دريای مازندران تعلق دارد و با استان های: اردبيل در باختر، مازندران درخاور، زنجان در جنوب و كشور تازه استقلال يافته آذربايجان و دريای خزر در شمال همسايه است. استان گيلان بين 36 درجه و 36 دقيقه تا 38 درجه و 27 دقيقه پهناي شمالي و 48 درجه و 25 دقيقه تا 50 درجه و 34 دقيقه طول شرقی از نصف النهار گرينويچ قرار دارد و رود تمشك كه بين چابكسر و رامسر جاری است، آن را از استان مازندران جدا می كند. كوه های اين استان قسمتی از مجموعه ناهمواری های جنوب دريای مازندران است كه از دره رود آستارا در شمال تا كوه های سوماموس در خاور كشيده شده كه نتيجه حركات كوه زايی اواخر دوران سوم می باشد. اين كوه ها شامل دو بخش خاوري و باختري است. چشم انداز شمالی كناره های استان گيلان را دريای مازندران نيلگون و تا حدودی آرام تشكيل می دهد و چشم انداز جنوبی آن را (جز بخش باختری كه بيشتر آن مرتفع و مردابی است)، جنگل های انبوه دامنه های البرز پوشانده است. در فراسوی جنگل ها، قله های سر به فلك كشيده و پوشيده از برف خود نمايی می كنند كه زيبايی خا صی به منطقه بخشيده اند. پيرامون كناره های دريای مازندران را باغ های مركبات، شالی زارها و كشت زارهای سرسبز پوشانده و جلوه هايی شگفت انگيز را پديد آورده اند. آب و هوای دشت گيلان علی رغم قرار گرفتن در حد فاصل چند منطقه با ساختار های آب و هوايی مختلف هم چون معتدل بری، زير استوايی خشك، و مديترانه ای، خود دارای ساختار مديترانه ای است كه از يك نواختی خاصی نيز برخوردار است.



:: بازدید از این مطلب : 1840
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 04 دی 1404 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران