مجاورت : شمال: اصفهان شمال غربی: استان کهگیلویه و بویراحمد جنوب: هرمزگان شرق: استان یزد و کرمان غرب:استان بوشهر آب و هوا: سه ناحیه آب و هوایی متمایز در استان فارس وجود دارد. نخست ناحیه کوهستانی شمال و شمال غربی با زمستانهای نسبتاً سرد و تابستانهای معتدل. دوم نواحی مرکزی با زمستانهای نسبتاً بارانی و معتدل و تابستانهای گرم و خشک. ناحیه سوم در جنوب و جنوب شرقی دارای زمستانهای معتدل و تابستانهای بسیار گرم است. وسعــــت: ۱۲۲۴۰۰ کیلومتر مربع جمعـیــت: ۴٬۰۰۰٬۰۰۰ نفر تقسیمات: 16 شهرستان 48 شهر 60 بخش و 185 دهستان شهرستانها: آباده، ارسنجان، استهبان، اقلید، بوانات، جهرم، خرمبید، داراب، زریندشت، سپیدان، شیراز، فراشبند، فسا، فیروزآباد، قیر و کارزین ، کازرون، لارستان، لامِرد، مرودشت، ممسنی، مهر، نیریز
مکان های دیدنی و تاریخی
استان زيبای فارس که يکی از بزرگ ترين قطب های فرهنگی ايران به شمار می آيد از جمله مناطق بسيار ديدنی و مشهور ايران است که بخش مهمی از تاريخ تمدن کهن و بزرگ ايران را در برگرفته است. طبيعت جذاب و غنی استان فارس به همراه منحصر به فردترين آثار تاريخی و باستانی فارس را در رديف ممتاز ترين مناطق ايران قرار داده است. دره ها و تنگه های متعدد استان فارس، گردشگاه های طبيعی بسيار زيبايی را فراهم نموده اند که همواره پذيرای بازديد کنندگان و دوست داران طبيعت می باشند. تنگ بوان که از طبيعت زيبايی برخوردار است و تنگ خرقه(فيروزآباد) که دره ای سرسبز و خرم است و پوشش جنگلی زيبا، چشمه سارهای فراوان و باغ های پربار دارد، گردش گاه ميان جنگل كه مانند توده ای انبوه در دامنه كوه ميان جنگل و در دو سوی جاده خود نمايی می كند، و ... برخی از اين تنگه ها و گردشگاه ها هستند. مراتع و گل زارهای حاشيه درياچه های منطقه همراه با ماهی های آزاد و پرندگان وحشی چشم اندازهای زيبايی از اين درياچه ها در بهار و پاييز به وجود می آورند که بسيار جذاب و ديدنی هستند. رودخانه ها و آبشارهای جذاب و منحصر به فردی مانند آبشار مارگون سبب شده اند که اين استان توانمندی های قابل توجهی را در زمينه جاذبه های طبيعی داشته باشد و همراه با جاذبه های منحصر به فرد تاريخی خود، پذيرای طبيعت دوستان نيز باشد. استان زيبای فارس در بر گيرنده کهن ترين آثار فرهنگی ايران است و شهرت جهانی اين استان بی سبب نيست. مجموعه کاخ های تخت جمشيد، کاخ ها و آرامگاه های شاهان اساتیری ایران، آتشکده های قديمی، قلعه ها و دژهای مستحکم، تپه های تاريخی، مسجد هايی که برخی از آن ها شاهکارهای معماری اسلامی هستند، باغ های تاريخی بسياری که به واسطه معماری ارزشمند خود شهرت جهانی دارند و ... بخشی از آثار ديدنی و تاريخی استان فارس هستند که هر ايرانی و غير ايرانی دوست دار فرهنگ و تمدن را به شدت تحت تاثيرقرار می دهد.
صنايع و معادن
صنایع استان فارس در دو دسته کارخانه ای و دستی قابل بررسی و مطالعه است. صنايع دستی استان به علت زيبايی، جذابيت و مرغوبيت، جايگاه ويژه ای را در بازارهای داخلی و جهانی به خود اختصاص داده و فرش، گبه و خاتم آن از معروفيت خاصی برخوردار است. در بخش صنایع ماشینی؛ استان فارس ازمقام ارزشمندی دركشوربرخورداراست. صنایع ماشینی استان را بيش تر؛ صنايع الكترونيكی، شيميايی، ريسنده گی، بافنده گی و صنايع غذايی تشكيل داده است. بيش ترين سهم صنايع الكترونيكی به كارخانه های مخابراتی ايران (كما) تعلق دارد كه از سال 1348 در اين استان شروع به توليد كرده است. كارخانه لاستيک سازی دنا (بريجستون) يكی از چهار توليد كننده بزرگ لاستيک سازی ايران، دراين استان قرار دارد. در زمينه صنايع ريسندهگی، بافنده گی و چرم سازی، اين استان با 50 كارگاه بزرگ و كوچک، سهمی عمده در توليد محصولات نساجی و فرش بافی دارد. در فارس همراه با توليد محصولات كشاورزی، صنايع غذايی نيز رشد چشم گيری يافته است. براساس اطلاعات موجود، بيش از 200 واحد صنايع غذايی در اين استان فعاليت دارند كه توليد مواد غذايی نظير روغن، قند، شكر، گوشت و … را بر عهده دارند. پالايشگاه شيراز از سال 1352 آغاز به كار كرده و فرآورده هايی مانند گاز مايع، بنزين معمولی، بنزين سوپر، و … را توليد می كند. در سال های اخير صنعت پتروشيمی استان نيز توسعه قابل توجهی يافته است. استان فارس، قطب الكترونيک كشور بوده و صنايع پتروشيمی آن از اهميت خاصی برخوردار است.
کشاورزی و دام داری
استان فارس سهمی عمده در بخش های اقتصادی كشور به ويژه كشاورزی و صنعت دارد. اين استان در توليد گندم، ذرت و انجير در كشور مقام اول را داراست. طبق گزارش آمار نامه كشاورزی، اين استان با 1025059 هكتار سطح زير كشت پس از استان های آذربايجان شرقی و خراسان، رتبه سوم را در كل كشور دارد. بر اساس همين آمار، اين استان با 59/12 درصد توليد گندم در كشور رتبه دوم را داراست. دام داری از اركان مهم اقتصادی منطقه فارس است و وجود عشایر قشقایی که یکی از بزرگ ترین و اصیل ترین عشایر ایرانند که دام داری شغل اصلی آنان است سبب رونق دام داری در منطقه فارس شده است.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
فارس در كتيبه های هخامنشی به صورت پارسه و در نوشته های يونانی به شكل پرسيس آمده و معرب آن فارس است. يونانيان نام ايالت پرسيس را به اشتباه بر تمام ايران اطلاق می كردند. درجنوب ايران تا كرانه های خليج فارس، سرزمينی گسترده است كه از روزگاران باستان، پارس (فارس) نام داشته و از آغاز دوره اسلامی مركز آن شيراز بوده است. اين سرزمين، از چند هزار سال پيش زيست گاه پر رونق اقوام بومی ايران، و به ويژه، عيلاميان بوده و از اين قوم، آثار بسياری در گوشه و كنار فارس، هم چون كورنگون ممسنی، نقش رستم، تخت جمشيد، ( مرودشت) به جای مانده است. سه هزار سال پيش از اين، قومی كه خود را آريايی می خواندند، ازجنوب روسيه امروزی به فلات ايران سرازير شدند و پس از زد و خوردهای فراوان با بوميان آن سامان، به پيروزی رسيدند و برای خود سكونت گاه هايی بر پا داشتند. بيش تر اين آرياييان، چوپان و گله دار و كوچ نشين بوده زندگی قبيله ای داشتند. دين آنان، گونه ای بينش توحيدی بود. آنان به خدای يگانه و بزرگی به نام اهورامزدا ايمان داشتند و نيروهای طبيعی، مانند : آب، آتش، باد، خاک و خورشيد را دارای فره ايزدی پنداشته سرچشمه بدی ها و تاريكی ها را در وجود اهريمن می جستند. اين آرياييان، قبيله های بزرگی داشتند كه معروف تر از همه پارسيان، مادها، سكاها، بلخيان، سغديان، خوارزميان، هراتيان و پارتيان بودند. ‹‹ همه ی اين قبيله ها به يک زبان بزرگ، اما، با لهجه های متفاوت سخن می گفتند و سرزمين خود را به نام ‹‹ آريا وئيج›› (ايران ويج) می خواندند. پارسيان، يكی از اقوام ايرانی بودند كه در سه هزار سال پيش به فارس آمدند و در چند مكان، از جمله در انشان (ماليان در 46 كيلومتری شمال شيراز) و پاسارگاد ساكن شدند. پايتخت آنان، نخست، پاسارگاد بود كه بعدا، به همدان انتقال يافت. در اواخر سده هشتم قبل از ميلاد، مادها در ايران غربی نيرو گرفتند و گرد هم جمع شده، با آشوريان تاراج گر به زد و خورد پرداختند و صد سال بعد آنان را از پای درآورده حكومتی بزرگ بر پا داشتند كه 120 سال پايدار ماند، و سرانجام، فرمان روايی آنان توسط كوروش بزرگ فرو پاشيد. كوروش بزرگ فرزند كمبوجيه (پادشاه پارسيان) و شاه دختی مادی بود و با كارهای درخشانش بزرگ ترين امپراتوری جهان آن روزگار را پديد آورد. ويژه گی های نخستين فرمان روای فارس چنان است كه مورخان او را پادشاهی دانا، مدير و مدبر و مفسران بزرگ قرآن چون علامه طباطبايی او را ذوالقرنين (که قرآن از او به نيکی ياد می کند) می دانند. كوروش پس از نزديک به 30 سال فرمان روايی در جنگ با كوچ نشينان ماساگتی ـ ازاقوام سكايی آسيای ميانه ـ كشته شد و پسرش كمبوجيه جای او را گرفت و به مصر لشكر كشيد و آن سامان را به فرمان خود آورد ولی با شورش مغان رو به رو شد و پيش از گرفتن کين خويش در مصر در گذشت. آن گاه داريوش بر تخت امپراتوری هخامنشی نشست و 36 سال بر ايران فرمان راند. هخامنشيان نزديک به 218 سال بر اين سرزمين حكومت كردند تا اين كه اسكندر بر ايران تاخت و شاهنشاهی هخامنشی را برانداخت اما دولتش هفت سال بيش نپاييد و آرزوهايش بر باد رفت و او هرگز نتوانست حکومت این سرزمین متمدن و بزرگ را بیش از این در اختیار داشته باشد. اگرچه حاكمان پارس به سلطه سلاطين اشكانی در روزگار قدرت آنان گردن نهادند، اما، پارس هرگز جزو امپراتوری اشكانی نشد. شاهان پارس قدرت خود را بر سواحل كارمانيا و سواحل عربستان بسط دادند. از روايات مربوط به اردشير اول ساسانی چنين برمی آيد كه در زمان او، پارس به ممالک كوچكی تقسيم شده بود. از سكه های كشف شده آن دوران می توان دريافت كه در آن زمان، تمدن يونانی، به كلی از پارس رخت بر بسته بود و سنت های تاريخی و اساطيری كهن و دين زردشتی استيلای كامل داشته است. بر اساس شواهد، در آن زمان پارس تنها سرزمينی بود كه در آن جا دين زردشتی حقيقی و نوشته های مقدس آن محفوظ مانده بود. به همين دليل، تجديد حيات آيين زردشتی، با قيام اردشير اول و كشور گشايی های او از پارس آغاز شد. اردشير اول دودمان ساسانيان را بنياد گذاشت و دين زردشتی را در سراسر كشور ايران مستقر كرد. استخر كه پايتخت پارس بود، در دوره ی ساسانی شهری بزرگ و آباد بود. پس از بنيان گذاری امپراتوری ساسانی، پايتخت امپراتوری به تيسفون منتقل شد.
با تصرف استخر و فيروزآباد در سال 28 هـ. ق تمامی فارس ضميمه متصرفات اعراب شد و به تدريج مردم فارس نيز مسلمان شدند. اعراب فاتح تقسيم ايالت فارس را به پنج ولايت كه هر يک را يک كوره می گفتند، از ساسانيان به ارث بردند و اين تقسيم بندی، تا حمله مغولان باقی ماند. پنج كوره فارس عبارت بودند از: كوره اردشير خوره كه مركز آن شيراز بود. كوره شاپور خوره كه مركز آن شهر شاپور بود. كوره قباد خوره يا ارجان كه مركز آن ارجان بود. كوره استخركه مركز آن پرس پوليس بود. و كوره داراب گرد (دارابجرد) كه مركز آن شهری به همين نام بود. در زمان ضعف قدرت خلافت در قرن سوم هجری قمری، فارس به تصرف يعقوب ليث موسس سلسله ی صفاريان درآمد. وی شيراز را تصرف كرد و برادرش عمروليث، مسجد بزرگی در اين شهر ساخت كه هنوز پا بر جاست. پس از آن، فارس به تصرف آل بويه درآمد. عضدالدوله ی ديلمی بر بيش تر ايران و قسمتی از بين النهرين مسلط شد. از كارهای برجسته ی او ساختن بند امير بر رود كر بود. پس از آل بويه، سلجوقيان بر فارس مسلط شدند. در زمان ضعف سلاجقه، سنقر ابن مودود، دودمان اتابكان فارس را تاسيس كرد و اين دودمان، در 543 هجری قمری بر سرزمين فارس فرمان روايی يافت و آخرين فرمان روای آن، آبش خاتون، پس از يك سال سلطنت در 667 هجری قمری به همسری منكو تيمور، يكی از پسران هلاكوخان مغول، درآمد و از آن پس، سلطنت وی نامی بيش نبود و چندی نگذشت كه فارس به دست امرای مغول افتاد. در 754 هجری قمری، امير مبارزالدين محمد، پادشاه سلسله ی آل مظفر، فارس را تصرف كرد. شاهان اين دودمان تا سال 795 هجری قمری، كه امير تيمور خاندان آل مظفر را برانداخت بر فارس فرمان روايی داشتند. در سال 909 هجری قمری، فارس تحت استيلای شاه اسماعيل صفوی درآمد. در زمان او و جانشينانش، فارس و مركز آن شيراز، آبادی و رونق يافت. در اين دوران، الله وردی خان و پسرش امام قلی خان فرمان روايان كاردان و با تدبير فارس درزيبا ساختن و آبادانی شهر شيراز كوشيدند. در جنگ ميان نادر شاه و افاغنه تحت فرمان اشرف افغان، فارس رنج و ويرانی فراوانی ديد. اين جنگ با شكست افاغنه در 1142 هجری قمری پايان يافت. پس از مرگ نادر، بار ديگر فارس دست خوش پريشانی شد اما، با برآمدن كريم خان زند صلح و آبادی به اين ناحيه بازگشت. از كاردانی و تدبير و دورانديشی كريم خان، آثار ارزشمندی، به ويژه در شهر شيراز به جای مانده است. پس از مرگ كريم خان (1193 هـ. ق)، بر سر جانشينی او ميان بازماندگانش اختلاف بسياری پديد آمد و سرانجام، لطف علی خان زند به فرمان روايی رسيد. پس از آن، فارس در جنگ های لطف علی خان زند و آقا محمد خان آسيب فراوان ديد. پس از دودمان زنديه، قاجاريه حاكم شد. پس از وفات فتح علی شاه (1125 هـ. ق) پسرش حسين علی ميرزا فرمان فرما كه در فارس بود به دعوی سلطنت برخاست، اما كاری از پيش نبرد. پس از قاجار، اگر چه فارس نقش ارتباطی مهم خود را از دست داد، ولی، به علت داشتن آثار گران سنگ سياسی و تاريخی و آرامگاه های دانشمندان، شاعران و عرفای بزرگی هم چون سعدی، حافظ، ابوعبداله خفيف، ملاصدرا، خواجو، شيخ روزبهان و بواسحاق كازرونی، سيبويه و … هم چنان به عنوان يكی از پرآوازه ترين استان های ايران با معروفيتی جهانی در گستره ی فرهنگ و ادب و عرفان جايگاه خود را حفظ كرد
مشخصات جغرافيايي
استان فارس 6/7 درصد مساحت کل جمهوری اسلامی ايران را به خود اختصاص داده است. استان فارس در جنوب منطقه مركزی ايران بين مدارهای 27 درجه و دو دقيقه و 31 درجه و 42 دقيقه عرض شمالی و 50 درجه و 42 دقيقه و 55 درجه و 36 دقيقه طول خاوری از نيمروز گرينويچ قرارگرفته است. اين استان از شمال با استان اصفهان و يزد، از باختر با استان های كهگيلويه و بوير احمد و بوشهر، از جنوب با استان هرمزگان و از خاور با استان كرمان همسايه است. استان پهناور فارس، منطقه ای چهار فصل بوده و از نظر آب و هوايی می توان سه منطقه ی سردسير، معتدل و گرمسير را دراین منطقه مشاهده كرد. متوسط دما در سردترين ماه سال بين 7- تا 2- درجه ی سانتی گراد و در گرم ترين ماه سال بين 35 تا 40 درجه سانتی گراد در نوسان است. جهت عمومی كوه های اين استان شمال خاوری – جنوب باختری است و هر چه از طرف شمال به جنوب پيش می رويم از ارتفاع كوهستان به طور عمومی كاسته می شود. محدوده استان فارس به دليل تنوع اقليمی و ساختارهای جغرافيايی طبيعی فضاهای خاص و منحصر به فردی را دارا است و از انواع دریاچه های طبیعی، رودخانه های دایمی و فصلی، چشمه های آب گرم و آب سرد برخوردار است. بر اساس سرشماری سراسری سال 1375 جمعیت استان فارس 3759954 نفر برآورد شده
استان سیستان و بلوچستان
مرکـــــز : زاهدان
موقعیت : جنوب شرقی ایران
مجاورت : شمال: استان خراسان- جنوب:دریای عمان شرق: کشور پاکستان،کشور افغانستان- غرب: استان کرمان آب و هوا: وسعــــت: 187502 کیلومتر مربع جمعـیــت: تقسیمات:7 شهرستان، 29 بخش، 16 شهر، 92 دهستان و 6038 آبادی دارای سکنه شهرستانها: زاهدان، چابهار، ایرانشهر،خاش، نیکشهر، سراوان، سرباز، زابل
مکان های دیدنی و تاریخی
استان سیستان و بلوچستان از مکان های تاریخی و دیدنی زیادی برخوردار است. باغ های مركبات ايرانشهر، پارک تفتان، پارک جنگلی بمپور، پناهگاه حيات وحش، جنگل های نخل، انواع چشمه های آب گرم، رودخانه سرباز و تمساح های آن، غارتيس، غاركوه پيرک، كوه تفتان، گردشگاه های كشمان، گردشگاه ماليه – گوربند، منطقه حفاظت شده بزمان و گل فشان های طبیعی استان از مهم ترین جاذبه های طبیعی سیستان و بلوچستان است. آتشكده كركوی، بنای امام زاده های متعدد، تپه های باستانی و با ارزش، شهرهای تاریخی، قلعه های باستانی، مسجدهایی با ارزش معماری بالا به همراه جاذبه های دیگرچون: صنایع دستی جذاب، موسیقی جالب وشنیدنی، مردمانی با فرهنگ ها و قومیت های مختلف از مهم ترین و جذاب ترین دیدنی های استان سیستان و بلوچستان است.
صنايع و معادن
صنايع استان سیستان و بلوچستان به دو دسته صنایع دستی و صنایع کارخانه ای تقسیم می شوند. صنايع دستی در بين ايلات و عشاير استان؛ موقعيت مهمی دارد و از لحاظ تأمين درآمد، پس از كشاورزی و دام داری در رتبه سوم اهمیت قراردارد. حصيربافی، قالی بافی، سوزن دوزی، چادربافی، پشتی بافی، خامه دوزی، سفره بافی، جوال بافی، نمد مالی و سكه دوزی مهم ترين صنايع دستی عشاير سيستان و بلوچستان هستند. انواع صنایع کارخانه ای چون: صنايع غذايی، نساجی، پوشاک و صنايع شيميايی؛ بیش تر در اطراف زاهدان و شهرهای بزرگ فعاليت دارند. ساير صنايع استان بيش تر مشتمل بركارگاههای فلزكاری، ريخته گری، ساخت لوازم خانگی و تانكر سازی است. صنايع شيلات و ماهی گيری نظير پرورش ميگو و ماهی نيز در سواحل دريای عمان در سيستان رايج است. معادن كشف شده استان سيستان و بلوچستان عبارتند از: معدن مس در شمال باختری زاهدان با ذخيره ای بيش از 15 ميليون تن، معدن كروميت در نواحی خاش و معدن منگنز در منطقه كوتيج. از ديگر معادن مهم استان، معادن سنگ مرمر، سنگ آهک، تراورتن و شن و ماسه سيليسی را می توان نام برد. هم چنين دريای عمان يكی از منابع بسيار غنی نمک است. استخراج نمک ازآب دريا همواره در روستاهای ساحلی رايج بوده است و زمينه بسيار ارزان و مناسبی برای گسترش آن وجود دارد.
کشاورزی و دام داری
مهم ترين محصول منطقه سيستان و بلوچستان گندم است كه درصد قابل توجهی از زمينهای زيركشت را به خود اختصاص داده است. بعد از گندم، جو بيش ترين سطح زير كشت را دارد. از جمله محصولات ديگر اين منطقه، يونجه، توتون، كنجد و محصولات جاليزی و سبزيجات را می توان نام برد. زراعت در بلوچستان برخلاف آن چه ظاهراً به نظر می رسد، امكانات بالقوه زيادی برای رشد دارد. شرايط آب و هوایی مناسب برای رشد و پرورش گياهان منطقه گرمسيری و آب و هوای متنوع، امكان كشت و برداشت مكرر يک محصول در فصول مختلف را فراهم نموده است. گندم با سيلاب های بهاری آبياری می شود و بازده محصول آن ها نسبت به عمل كرد كل كشور از وضعيت خوبی برخوردار است. جو نيز به صورت آبی در بیش تر مناطق و به صورت ديم در چابهار، ايرانشهر و سراوان كشت می شود و بيش تر به مصرف دام های مختلف می رسد. برنج نيز درزمین های كوه پايهای و در مسير رودخانه ها كشت می شود. در مناطقی كه در سال دوبار محصول برداشت می شود، محصول ديم؛ غالبا برنج است. علاوه بر محصولات فوق، يونجه نيز به عنوان مهم ترين منبع غذايی دام ها در بلوچستان كاشته می شود. بخش ديگری از فعاليت های كشاورزی استان سیستان و بلوچستان را باغ داری تشکیل می دهد كه مهم ترين محصول آن انگور است. بيش ترين درصد تاكستان های استان در منطقه سيستان قرار دارد. از سايردرختان ميوه، می توان به انار، انجير، توت، سيب، مركبات و موز اشاره كرد. هم چنين درختان انبه، پاپايا (خربزه درختی)، نارگيل، زيتون خوراكی، چيكو، كائوچو و نيشكر نيز در شرايط آب و هوايی اين استان رشد می کنند. محصول باغ های بلوچستان در دره های كوهستانی متمركز شده و درختانی چون خرما، غالب زمين های زراعی را محصور نموده است.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
نام قديم سيستان «زرنگا» يا «زرنگ» بود، كه پس از مهاجرت «سكاها» به طرف جنوب، و استقرارشان در اين منطقه در زمان فرهاد دوم اشكانی، به نام آنان «سكستان» نام گرفت. شهر زرنگ در حال حاضر جزء افغانستان بوده و در محل آن روستای كوچكی به نام «نادعلی» قرار دارد. در نزديكی اين روستا، تل بزرگی است كه بر فراز آن، هنوز آثار خرابههای ارگ، قلعه و باروی آن ديده می شود. در تپه های بلوچستان نيز آثاری به دست آمده كه تاريخ اين سرزمين را به 3000 سال پيش از ميلاد می رساند. آن چه مسلم است، كوروش کبير هنگام لشگركشی به هند، مكران را نيز تصرف كرد. لفظ زرنگ، قديمی ترين نام سيستان و زاولستان است كه در كتيبه داريوش، «زرنگار» آمده است. به عقيده محققين «زرنگ»، «زريه»، «زريا» و «دريا» به زبان امروزی، همه يک مفهوم داشته و مراد از آن ها دريای «زره» يا «هامون» بوده است. نيم روز، نام ديگر سيستان و به معنی جنوب است. بنای بيش تر سيستان را به پهلوانان اسطورهای ايران چون زال، سام و رستم نسبت می دهند و فردوسی نيز در شاهنامه، از گردان بلوچ سخن گفته است. از سوی ديگر سرزمينی كه اكنون بلوچستان ناميده می شود، درگذشته به«مكا» و«مكه» شهرت داشته است. هم چنين از دير باز اين منطقه را «مكران» ناميدهاند كه به نظر می آيد تركيبی از دو واژه «اراينا يا ايرنيا» و «مكا» باشد كه در سانسكريت به معنی سرزمين باتلاق ها است. چرا كه در زمان قديم درسرزمين بلوچستان باتلاقهای بسياری وجود داشته است. كلمه بلوچستان نيز از زمانی به اين سرزمين اطلاق شد كه بلوچ ها در آن سكونت كردند. مورخين بنای سيستان را به گرشاسب – يكی از نواده گان كيومرث – نسبت دادهاند. سيستان در زمان هخامنشيان، منطقهای آباد بود. اين امر در كتيبه بيستون و كتيبه های تخت جمشيد كه سيستان را يكی از ممالک خاوری داريوش ذكر كردهاند، منعكس شده است. سكاها در حدود 128 پيش از ميلاد، سيستان را به تصرف خود درآورده و در پهنه آن استقرار يافتهاند. اسكندر مقدونی هنگام بازگشت از هندوستان در اين سرزمين در اثر وجود ريگ های روان، بيابان های خشک و بی آب و سرسختی مردمان اين سرزمين، بيش تر سپاهيان خويش را از دست داد. با فتح سيستان به دست اردشير بابكان اين منطقه در زمره متعلقات دولت ساسانی قرار گرفت. در زمان خلافت خليفه دوم، اين سرزمين به وسيله عربها فتح و يكی از سرداران عرب به عنوان حاكم آن منصوب شد، ولی در اثر مخالفت ها و جنگ های مردم بلوچستان با وی، سرزمين را ترک كرد. در سال 304 هجری قمری، سرزمين بلوچستان به وسيله ديلميان فتح شد و در زمان حكومت سلجوقيان در كرمان، منطقه بلوچستان نيز توسط آن ها اشغال و تابع كرمان شد. سرزمين سيستان در سال 23 هـ . ق به تصرف اعراب درآمد. دفاع و مخالفت مردم اين سرزمين تا زمان معاويه (که آنان را به اطاعت واداشت و عبدالرحمان فاتح سيستان را به حكومت آن جا منصوب کرد) به صورت شورش ها و قيام های محلی ادامه داشت؛ به گونه ای که فرمان دار عرب را مجبور به ترک اين سرزمين کردند. اولين فرمان روای ايرانی اين سرزمين؛ در پس از اسلام يعقوب ليث صفاری بود كه از رودخانه سند تا رود كارون را تحت فرمان داشت. عمرو ليث - برادر وی - نتوانست اين موقعيت مهم را حفظ كند و سرانجام به دست اسماعيل سامانی در بغداد به قتل رسيد. با وجود اين، سيستان تا چندين قرن تحت سلطه امرای صفاری باقی ماند و طاهراز نواده گان عمرو تا 295 هجری قمری ايالت فارس و كرمان و سيستان را تحت فرمان خود داشت و پس از وفات او سلسله صفاری روی به ضعف گذاشت. پس از صفاريان، سامانيان، غزنويان، و سلجوقيان نيز هر يک مدتی در اين سرزمين فرمان راندند. در زمان مغولان و تيموريان، خرابی های زيادی در سيستان به وجود آمد كه به از بين رفتن سدها، كانالها و مناطق آباد سيستان انجاميد. درسال 914 هـ . ق، شاه اسماعيل صفوی سيستان را تصرف كرد. پس از شاه اسماعيل – در زمان حكومت نادرشاه – اختلافات داخلی سبب خرابی های زيادی در اين سرزمين گرديد. سرانجام سپاهيان ايران در 1865 ميلادی، سيستان را از دست امرای سركش بازستاندند. در سال های بعد نيز اين منطقه دستخوش حوادث و وقايع زيادی شد. كشمكش های افغانستان با ايران بر سر ادعاهای آن كشور نسبت به سيستان منجر به دخالت بريتانيا به عنوان داور شد. هيأت تشكيل شده توسط بريتانيا، سيستان را در امتداد خطی از بند سيستان برهيرمند به طرف كوه ملک سياه در باختر گودرز، بين ايران و افغانستان تقسيم نمود. با اين كار، قسمتی كه اروپاييان عنوان «سيستان خاص» به آن دادهاند (در مقابل «سيستان خارجی» كه به افغانستان واگذار شد) به ايران تعلق گرفت. این سرزمین همواره از فراز و نشیب های تاریخی زیادی برخوردار بوده و سرگذشت طولانی تاریخی داشته است.
مشخصات جغرافيايي
استان سيستان و بلوچستان درجنوب خاوری ايران و در مختصات جغرافيايی 25 درجه و 3 دقيقه تا 31 درجه و 28 دقيقه پهنای شمالی و 58 درجه و 47 دقيقه تا 63 درجه و 19 دقيقه درازای خاوری واقع شده است. این استان؛ از دو ناحيه تشكيل يافته که از لحاظ طبيعی با يك ديگر كاملا متفاوت هستند. اين استان پهناور از خاوربا كشورهای پاكستان و افغانستان، از جنوب با دريای عمان ، از شمال و شمال باختر با استان خراسان و از باختر با استان های كرمان و هرمزگان هم جوار است. ناحيه سيستان که 8117 كيلومتر مربع وسعت دارد و در قسمت شمالی استان واقع شده است. اين ناحيه حوزه مسطح و مسدودی است كه از آبرفت های دلتای قديمی و فعلی رود هيرمند تشكيل شده است. ناحيه بلوچستان با مساحت 179385 كيلومتر مربع يک منطقه وسيع كوهستانی است كه حد شمالی آن كوير لوت و حد جنوبی آن دريای عمان است. مرزهای طولانی آبی و خشكی استان؛ با كشورهای افغانستان، پاكستان و كشورهای حوزه خليج فارس، موقعيت ويژه ای به اين استان بخشيده و سبب ايجاد شرايط خاصی در آن شده است. جمعیت این استان برابر سرشماری سراسری سال 1375 حدود 1703094 نفر برآورد شده است.