موقعیت : شمال ایران مجاورت : شمال: جمهوری ترکمنستان جنوب:استان سمنان غرب:استان مازندران و دریای خزر
آب و هوا: بیشتر آبوهوای معتدل مدیترانهارد ولی جلگهٔ گرگان به لحاظ مجاورت با صحرای ترکمنستان، دوری از دریا و کاهش ارتفاعات، آب و هوای نیمه بیابانی و گرم دارد. وسعــــت: 22 هزار کیلومتر مربع جمعـیــت: تقسیمات: 16 شهر و 16 بخش و 45 دهستان شهرستانها: گرگان ، بندر ترکمن ، بندر گز ، علی آباد ، کردکوی ، گنبد کاووس ، مینو دشت ، رامیان، آزاد شهر ، آق قلا و کلاله.
مکان های دیدنی و تاریخی
جاذبه هاي طبيعي استان گلستان عبارتند از: پارک ملي گلستان، تالاب گميشان، پناه گاه حيات وحش ميان كاله، آبشارلو، آبشار شيرآباد، آبشارباران كوه، آبشار زيارت، آبشار كبودوال، پارک جنگلي دلند، پارک جنگلي قرق، جزيره آشوراده، منطقه جنگلي نهارخوران و منطقه حفاظت شده جهان نما. بناهاي تاريخي و ديدني اين استان نيز عبارتند از: مسجد جامع، آرامگاه مختوم قلي فراغلي، امام زاده روشن، پل آقا قلا، امام زاده نور (اسحاق)، امام زاده هنديجان، بازار قديمي، برج رادكان باختري، پنج شنبه بازار قلا، تورنگ تپه، جمعه بازارگرگان، جمعه بازار گنبد، دوشنبه بازارتركمن، سد اسكندري (ديوار دفاعي)، قلعه ماران، كاخ اختصاصي، كاخ شاهين، كاخ آغا محمد خان، مدرسه سردار، مدرسه دارالشفاء، مسجد گلشن، مسجد امام حسن عسگري (ع)، مسجد و مدرسه كريم آبشار، موزه گرگان و ميل گنبد قابوس. جاذبه هاي طبيعي و تاريخي بالا به همراه جلوه هاي زندگي مردم و عشاير منطقه که ديدني هاي جذاب استان گلستان هستند در مجموع اين منطقه را از توان بالاي گردشگري برخوردار کرده است.
صنايع و معادن
صنايع استان گلستان به دو بخش صنعتي و دستي تقسيم مي شوند.مهم ترين صنايع دستي استان گلستان شامل قالي و قاليچه، پشتي هاي تركمن، جاجيم هاي كوهستاني و صنايع دستي روستايي است. از مهم ترين صنايع كارخانه اي مي توان به كارخانه پنبه پاک كني، آرد، نئوپان، قند، كنسرو، فيبرعايق، شير پاستوريزه و مجموعه اي از كارگاه هاي ساخت ماشين آلات كشاورزي اشاره كرد.
کشاورزی و دام داری
گلستان يكي از قطب هاي اقتصادي مهم كشور در زمينه كشاورزي، دامداري و صنايع وابسته به آن ها است. در اين منطقه، شهر گرگان نقش مركزيت اداري و بازرگاني دارد و جريان توسعه اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي استان را هدايت مي كند. مهم ترين محصولات کشاورزي استان گلستان عبارتند از پنبه، گندم، جو، دانه هاي روغني (سويا و آفتابگردان)، و سيب زميني. هم چنين باغ هاي سيب، آلو، قطره طلا و مركبات به فراواني در اين منطقه وجود دارند. دام داري نيز در کنار كشاورزي گسترش يافته و پرورش گاو بيش تر در كوه پايه هاي جنوبي و پرورش گوسفند و بز بيش تر در اراضي جلگه اي و مرتفع رواج دارد. پرورش زنبور عسل، به علت شرايط مساعد گياهي و اقليمي درنواحي كوه پايه اي و كوهستاني رواج و توسعه يافته و مراكز متعددي را به خود اختصاص داده است. توليد عسل در اين استان به خصوص در شهرستان گرگان، قسمتي از احتياجات منطقه را تامين مي كند. با توجه به شرايط آب و هوايي مناسب و رويش درختان توت، پرورش كرم ابريشم از گذشته هاي دور در اين استان رواج داشته است. به طوري كه در شهرستآن هاي گنبد و مينودشت پرورش كرم ابريشم از اهميت خاصي برخوردار است.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
استان گلستان نام خود را از گرگان به گلستان تغيير داده و به نظر مي رسد به علت آباداني و صفاي طبيعي اين منطقه؛ نام گلستان به آن داده شده است. استان گلستان محل سكونت اقوام تركمن است كه بخش ديگري از اين ايل بزرگ نيز در جمهوري تركمنستان زندگي مي كنند. نام تركمن نخستين بار در دايره المعارف چيني قرن هشتم ميلادي آمده است. هم چنين تركمن را نام قومي از اقوام زرد پوست ترک زبان دانسته اند كه از چندين هزار سال پيش در شمال درياچه «ايسيک گول» (بالخاش) در شمال مغولستان زندگي مي كرده اند. نويسندگان ايران براي نخستين بار در قرن پنجم هجري قمري به قومي ترک نژاد به نام ترک يا تركمانان كه در آسياي مركزي ساكن بوده اند، اشاره مي کنند. طوايف تركمن «گوگلان»، «يمرلي» و «آل علي» در جلگه هاي «كوپت داغ» و بعدا «ساريق» ها، «ارساري» ها و «سالر» ها در اطراف قوچان و بجنورد از شهرهاي خراسان سكني گزيدند و «يموت» ها به سمت شمال خراسان و رود اترک روي آورده و در قرن شانزدهم ميلادي، طوايف تركمن تمام ساحل خاوري خزر تا گرگان را تصرف کردند. در سال هاي بعد كه از اقتدار شاهان ايران و خوانين كاسته شد، تركمن ها به ترديج سلطه خود را به طرف خاور تا مرو گسترش دادند. بدين گونه اين سرزمين در طي چند قرن پهنه تاخت و تاز طوايف غز شده و توده هاي وسيع آن ها همراه مغول ها به ايران آمدند. با لشكركشي تيمور به ايران و ديگر كشورهاي مجاور، به همراه ديگر ايلات جا به جا شدند و با گذشتن از اين سرزمين، بار ديگر همراه صفويه به ايران بازگشتند. پس از تيمور، سلسله هاي تركمانان «قراقويونلو» وسپس «آق قويونلو» به عنوان نيرومند ترين گروه ها به ترتيب در باختر و شمال ايران و سپس در ايران مركزي و جنوبي ظهور كردند. در زمان صفويه، شاه عباس صفوي براي حفظ ايالات خاوري از تاخت و تاز تركمن ها و ازبكان، كردهاي جنگ جو را از ولايات باختري به اين سامان كوچ داد و پنج ولايت كرد نشين در امتداد كليه مرزها از استرآباد تا چناران به وجود آورد. اما كوچ كرد ها مانع تاخت و تاز تركمنان نشد چرا كه آن ها حريفاني هم زور بودند و هيچ يک از طرفين نمي توانستند به فتح نهايي دست يابند و اين خطه هم چنان درگير هرج و مرج باقي ماند. با وقوع جنگ هاي بين قبيله اي از يک سو و يورش خان هاي بخارا و خيوه از سوي ديگر، آشوب مناطق تركمن نشين را فرا گرفت. اين منازعات همراه با فشارهاي امپراطوري روسيه به ويژه در مرزهاي جنوب باختري، سبب افزايش سيل مهاجرت تركمن ها به نواحي رود گرگان شد و اين مهاجرت منجر به جنگ هايي بين ساكنان قبلي اين نواحي با مهاجمان شد. براثر فشار طوايف يموت كه به تازگي به اين نواحي آمده بودند، طوايف گوگلان به سمت كوه هاي گلي داغ رانده شدند. باوجود مخالفت و نزاع بين تركمن ها و همسايه هاي آن ها، تركمن ها به تدريج تا قره سو و شمال خراسان را به تصرف خويش درآوردند. اين طوايف كه دربيش تر اوقات نقش مهمي در تعيين و تغيير حكومت هاي وقت ايفا مي كردند، به سبب شيوه معيشت عشايري (دام داري و كوچ )، دراندک زماني به مهاجميني تبديل مي شدند كه هر حاكميتي ناگزيراز مقابله با آن ها مي شد. ماموران سلسله قاجار كه خود به كمک عشاير، به ويژه تركمنان به حاكميت رسيده بودند، با دست آويز قرار دادن شكايت مردم، بر تركمن هاي يک جا نشين ظلم و ستم روا مي داشتند. جنگ مرو بزرگ ترين حادثه سياسي در تاريخ تركمن ها در عصر قاجار به سال 1276 هجري قمري است. تمايل دولت روس به تصرف خانات خيوه، بخارا و نيز تحريكات انگليس در افغانستان و لشكركشي دولت ايران به منظور گرفتن ماليات و خراج از تركمن ها را مي توان از جمله دلايل شروع اين جنگ دانست. تركمن ها كه قادر به پرداخت خراج نبودند به كمک خان خيوه ارتش قاجار را شكست دادند. در نتيجه از نفوذ دولت ايران بيش از پيش كاسته شد و اين نواحي تحت تسلط ترکمن ها باقي ماند و تا مدت ها بعد از اين واقعه، خان نشين هاي خيوه به همراهي تركمن ها تا ناحيه خراسان مي تاختند و پس از غارت شهرهاي اين نواحي، مردم زيادي را به اسارت مي گرفتند. اين تهاجمات را عباس ميرزا قاجار با آزاد كردن تعداد زيادي اسير ايراني از چنگ تركمن ها و به اسيري بردن عده زيادي از آن ها پاسخ داد. اين لشگركشي دولت مركزي كه با خون ريزي توام بود به آرامش نسبي در منطقه منجر شد. پيش از آن كه قرن نوزدهم پايان يابد، آخرين تزارهاي روس با فتح تاشكند، بخارا، خان نشين خيوه و فرغانه، خان نشين هاي آسياي ميانه را خراج گزار روسيه كردند و تنها بخشي از سرزمين تركمن ها در كنار مرز ايران باقي ماند. در اين زمان دولت روسيه طوايف يموت را كه عمده ترين نيروي تركمن ها محسوب مي شد، با دست آويز تامين امنيت راه هاي تجاري سركوب كرد. با شكست بزرگ تركمن در سال 1300 هـ . ق، آخرين نقطه تركمنستان و بقيه نواحي شمال خراسان (از درياي خزر تا رود تجن) به امپراطوري روسيه اضافه شد. امضا قرارداد تحديد مرز آخال (1301 هـ . ق) بين دولتين ايران و روس، مرز ميان دو كشور را از روي نشانه هاي جغرافيايي تعيين كرد و زندگي تركمن ها را كه در آن هنگام در دو طرف مرز به امر كوچ مشغول بودند، مختل نمود. با تحديد مرزها، تركمنان حالت مردمي را يافتند كه به دو دولت ماليات مي دادند و در يک سو بخشي از خانواده و در سوي ديگر احشام و چوپانان تركمني زندگي مي كردند. تركمن ها كه نمي خواستند مالياتي به دولت روسيه بپردازند به ايران مهاجرت نمودند، اما دراين جا نيز با حكومت ايران كه مايل به جمع آوري ماليات و محدود كردن قدرت نظامي و پايان دادن به اغتشاشات تركمن ها بود، مواجه شدند. با اين همه، گرچه پس از تحديد مرزها، تركمن هاي اترک و گرگان رسما ايراني محسوب مي شدند، اما چنين مي گفتند كه هيچ ايراني از مرز قلمرو آنان نمي گذرد، مگر اين كه ريسماني به گردن داشته باشد. درعرصه نبرد مشروطه خواهان و مستبدان، تركمانان در صف مستبدان و مخالفين مشروطه قرار گرفتند و به غارت شهرها و روستاهاي طرف دار انقلاب پرداختند. محمد علي ميرزا- پادشاه قاجار- كه بر ضد مجلس و مشروطه دست به كودتا زده بود، پس از بركناري، در ميان تركمن ها هم دستاني يافت و آن ها نيز به اميد غارت و گسترش نفوذ خود به ولايات هم جوار، با او همراه شدند كه با شكست تركمن ها و پيروزي قواي مجاهدين مشروطه خواه، تركمن ها به سرزمين هاي محل سكناي خود عقب نشيني كردند. در دسامبر 1916 ميلادي، سپاهيان روس با آتش و شمشير در ادامه تعقيب تركمن هاي ساكن آسياي ميانه كه دست به شورش زده بودند، از ولايت استر آباد گذشته و بي رحمانه يموت ها و زنان و كودكانشان را سركوب كردند. حكومت ايران كه قادر به برخورد با اين مداخله نظامي روسيه نبود، درمقابل تصرف اين نواحي و نيز برخوردهاي نظامي عكس العمل نشان نداد و اين نواحي عملا به دست روس ها افتاد. پس از انقلاب اكتبر(1917. م) در روسيه، حكومت شوروي در سال (1918. م) سپاهيان روس را از ايران خارج كرد و مناطق اشغالي را به دولت ايران باز گرداند. تركمن ها را در درازاي تاريخ سراسر جنگ و ستيز، از آن هنگام كه در متن هاي تاريخي براي نخستين بار نام آن ها ذكر شده، همه حكومت ها (حتي آن ها كه خود تركمن بودند) پس از به قدرت رسيدن سركوب كرده اند. آن ها سال ها بين دو مرز ايران و شوروي سابق در حال رفت و آمد بودند و عملا در تابعيت هيچ كدام قرار نداشتند، گاه خراج گذار اين دولت ها بودند و گاه مردم ساكن آن نواحي را غارت كرده و آنان را به عنوان برده خريد و فروش مي كردند. تركمن ها در ميان خود نيز با دشمني، جنگ و ستيز پايان ناپذيري بر سر چراگاه روبرو بودند. چنان که دشمني بين آتاباي ها و گوگلان ها، آتاباي ها و جعفرباي ها، تكه ها با گوگلان ها و …. پايان ناپذير به نظر مي رسيد. اين منازعات تا زماني كه اقدامات حكومت ايران يعني گسيل ارتش به سوي تركمن هاي يموت و گوكلان در سال 1303 هـ . ش به آخرين شورش تركمن ها انجاميد، ادامه داشت. در اين شورش، تركمن ها در پي كسب استقلال سرزمين هاي تركمن نشين بودند، كه اين امر به اتحاد تمامي قبايل تركمن (يموت و گوكلان) منجر شده بود. از آن رو قبايل تركمن كه قرن ها بر سر آب و مرتع دام با يک ديگر درگير بودند، دشمني را كنار نهادند و به منظور ايجاد خود مختاري در نواحي تركمن نشين، به نفاق بين ايل ها و طوايف پايان دادند. با اين همه، با وجود قدرت نظامي قابل توجه تركمن ها، دولت مركزي ايران در سال 1304 هـ . ش با روش هاي مختلف و حمله نظامي و استفاده از سلاح هاي مدرن و تحريم اقتصادي، آن ها را سركوب كرد. عده اي ازسران شورشي اعدام شدند و گروهي به آن سوي مرزها گريختند. حكومت مركزي سركوب خود را با سوزاندن آلاچيق ها و تخته قاپو كردن تركمن ها تسريع كرد. گرچه با آغاز جنگ جهاني دوم و اشغال ايران توسط متفقين و تضعيف دولت مركزي، فرصتي كوتاه به دست آمد و گروهي از تركمن ها نيز به زندگي كوچ نشيني روي آوردند، اما دوران آن كوتاه بود و با قدرت گيري مجدد دولت پايان گرفت. سرانجام فشارهاي حكومت بر تركمنان تعديل يافت و به سبب جاذبه هاي اقتصادي و كشاورزي بعد از اصلاحات ارضي (سال 1341 هـ . ش)، گروهي از تركمن ها به كشت و زرع و عده اي به شهرها روي آوردند. اين قوم هم اکنون در صلح و صفا در محدوده استان گلستان زندگي مي کنند و بيش تر آن ها يک جا نشين شده اند.
مشخصات جغرافيايي
استان گلستان درقسمت شمال خاوري ايران و بين 36 درجه و 30 دقيقه تا 38 درجه و 8 دقيقه ي پهناي شمالي و 53 درجه و 51 دقيقه تا 56 درجه و 19 دقيقه ي درازاي خاوري از نصف النهار گرينويچ قرار گرفته است. اين استان از شمال با درياي خزر، از خاور با استان خراسان، از باختربا استان مازندران و از جنوب با استان سمنان همسايه است. استان گلستان، با توجه به موقعيت جغرافيايي خود، تحت تاثير پهناي جغرافيايي، ارتفاع و امتداد رشته كوه هاي البرز، ارتفاع سطح زمين، دوري و نزديكي به دريا، بيابان هاي جنوبي تركمنستان، وزش بادهاي محلي و ناحيه اي و پوشش متراكم جنگلي قرار دارد و به همين سبب، از آب و هوا هاي گوناگوني برخورداراست. چنان که در شمال خاوري استان به علت دوري از اثرات درياي خزر و … آب و هواي معتدل مرطوب خزري رفته رفته به اقليم نيمه خشک تبديل مي شود و ميزان بارندگي ساليانه كاهش مي يابد. براساس سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت اين استان 1419201 نفر برآورد شده است.
استان کهکیلویه و بویراحمد
مرکـــــز : یاسوج
موقعیت : جنوب غربی ایران وسعــــت: ۱۶هزار و ۲۴۹ کیلومتر مربع
استان کهگيلويه و بوير احمد از مناطق طبيعي و باارزشي برخوردار بوده و از توانمندي بالايي در زمينه جهانگردي برخوردار است. معروف ترين جاذبه هاي طبيعي اين استان را آبشار هاي متعددي چون آبشار مارگون، آبشاربهرام بيگي، آبشارياسوج و آبشارگنج بنار تشکيل مي دهند. باغ هاي زيبا، تالاب هاي طبيعي، غارها و اشکفت ها، چشمه هاي متعدد، درياچه هاي طبيعي دردل کوهستان هاي بزرگ و معروف و دامنه هاي مناسب اسکي و ورزش هاي مفرح زمستاني؛ تنها بخشي از جاذبه هاي طبيعي اين استان را تشکيل مي دهند. جلوه هاي زندگي عشايري، آداب و رسوم، لباس هاي سنتي، موسيقي و رقص هاي محلي عشاير اين استان در دل طبيعت زيبا و جذاب منطقه؛ بخش ديگري از ديدني هاي استان کهگيلويه و بوير احمد را تشکيل مي دهد. بناهاي تاريخي چون آتشکده خيرآباد، قلعه ها و روستاهاي تاريخي متعدد چون: دژسليمان، روستاي تاريخي ميمند، روستاي تاريخي مارگون، روستاي تاريخي سي سخت، روستاي تاريخي چرام، روستاي تاريخي دهدشت قديم و روستاي تاريخي لنده به همراه بقعه متبرکه امام زاده هايي چون: امام زاده عبدالله، امام زاده پنجه خل، امام زاده بي بي حكيمه، امام زاده شاه عباس، امام زاده سيد محمد، بقعه امام زاده حسن، بقعه امام زاده قاسم، بقعه امام زاده پهلوان، بقعه امام زاده چله خان و بقعه خضر تنها بخشي از مکان هاي تاريخي اين استان را تشکيل مي دهند که در قسمت هاي مختلف استان پراکنده شده اند. استان کهگيلويه و بوير احمد با مردمي مهربان و ميهمان دوست همراه با طبيعت و بناهاي جذاب خود؛ همواره چشم انتظار گردشگران و دوست داران طبيعت بکر و زيباست.
صنايع و معادن
صنايع استان کهگيلويه و بوير احمد به دو دسته صنايع دستي و صنايع کارخانه اي تقسيم مي شوند. صنايع دستي اين استان شامل: فرش بافي سنتي، بافت انواع گليم، جاجيم، گبه، خورجين، سياه چادر، نمد و محصولاتي نظاير آن است كه بافت آنها در اغلب خانهها و در بيش تر مناطق روستايي و عشايري رواج دارد. با وجود ذخاير غني نفت، گاز و پراكنده گي ساير منابع معدني دراستان كهگيلويه و بويراحمد، فعاليتهاي صنعتي و معدني دراين استان، نسبت به ديگر مناطق كشور، رشد نيافته رونق چنداني ندارد. علاوه بر صنايع استخراج نفت در گچساران و كارخانه قند ياسوج، بقيه كارگاههاي صنايع دستي و توليدي تازه تأسيس شدهاند و در زمينههاي صنايع غذايي، فلزي، نساجي و چرم، چوب و سلولزي، شيميايي و دارويي و صنايع ساختماني فعاليت ميكنند. با وجود اين ميزان فعاليتهاي صنعتي و معدني نسبت به فعاليتهاي بخش كشاورزي و خدمات بسيار كم است. معادن مهم استان كهگيلويه و بويراحمد به شرح زير است: - معادن بوكسيت در روستاي سرفارياب دهدشت. - معدن مس در روستاي خزنگاه بويراحمد. - ذخاير فسفات در روستاي جان قلي ( تيام ) در منطقه سرفارياب - دخاير گوگرد در روستاي نزاع عليا گچساران - معادن سنگهاي ساختماني در اكثر مناطق استان. - معادن گچ در بيش تر مناطق استان. علاوه بر معادن بالا، معادن ديگري از جمله شن و ماسه، خاک رس، سنگ آهك و سنگ نما نيز كه در مناطق مختلف استان پراكنده هستند ميتوان نام برد. از اكثراين معادن در فعاليتهاي ساختماني و راهسازي و توليد آجر و موزائيك استفاده ميشود.
کشاورزی و دام داری
مهم ترين ركن فعاليت اقتصادي مردم استان کهگيلويه و بويراحمد را دام پروري تشكيل ميدهد كه از ديرباز دراين منطقه رواج داشته است. دام پروري دراين استان به دو روش متحرک و ساكن وجود دارد كه نوع متحرک آن توسط عشاير كوچنده استان و به تبعيت از شرايط آب و هوايي و تغييرات فصلي، براي دسترسي به مراتع و علوفه مورد نياز، به صورت ييلاق و قشلاق انجام ميگيرد. علاوه بر دام پروري به شيوههاي سنتي و بومي، درسالهاي اخير؛ تعدادي دام داري صنعتي، متشكل ازگاوداري و پرواربندي گوسفند نيز به صورت پراكنده در سطح استان رواج يافته است. استان كهگيلويه و بويراحمد به سبب طبيعت مساعد، به ويژه تنوع گياهان جنگلي و وجود آب و هواي مساعد، شرايط مناسبي براي پرورش زنبورعسل دارد. علاوه بر رواج زنبورداري سنتي در مناطق روستايي، گسترش كندوهاي زنبورعسل به شيوه نوين درسالهاي اخير، باعث افزايش درآمد كشاورزان و زنبورداران شده است. مرغ داري صنعتي نيز در سالهاي اخير گسترش يافته و بخشي از نيازمنديهاي اهالي شهرنشين استان را تأمين ميكند. بعد از دام داري، كشاورزي مهم ترين فعاليت اقتصادي ساكنان اين استان را تشكيل ميدهد. به علت طبيعت خاص اين منطقه و وجود زمين هاي كوهستاني و تپه ماهوري، كشاورزي آن بيش تربه صورت ديم به ويژه كشت گندم صورت ميگيرد. علاوه بر كشت گندم و جو كه به صورت ديم و آبي در بيش تر مناطق استان رايج است، كشت برنج نيز درمناطق گرم و معتدل استان كه منابع آب كافي دارند، معمول است. محصولات مهم كشاورزي در اين استان؛ غلات، حبوبات، نباتات علوفهاي، ذرت و صيفي جات است كه كشت آنها در مناطق مختلف استان رواج دارد. موقعيت طبيعي مرتفع، به ويژه كمبود زمينهاي مسطح در مناطق خاور و شمال خاوري استان، باعث شده است كه باغ داري در درههاي كوهستاني و بر روي ارتفاعات ناهموار و پرآب اين مناطق رواج يابد. درسايرمناطق مستعد استان نيز غرس انواع درختان، از جمله سيب، انگور، گردو و مركبات رونق يافته است. در اين ميان توليد سيب، انار، خرما و انواع مركبات در مناطق كهگيلويه، گچساران و چرام اهميت بيش تري يافته است.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
كهگيلويه از سه كلمه «كوه»، «گيل» و «اويه» تركيب يافته است. از آن جا كه كلمه «او» پسوند مالكيت است، بنابراين معناي اين نام «منطقه كوهستاني گيل» است. استرابون – جغرافيدان مشهور يونان باستان – كهگيلويه را بخشي از خاك اوكسيها ( نام هخامنشي خوزستان ) ميداند. در دوره ساسانيان، قباد ساساني ارگان ( ارجان ) را در قسمت دشتي آن بنا نهاد كه «قباد خوره» ناميده ميشد. مناطق كوهستاني آن را نيز «رم زميگان » ميناميدند. در دوران بعد از اسلام «قباد خوره» به نام شهرحاكم نشين آن ولايت ارگان ( ارجان )، و مناطق كوهستاني آن«رم زمينگان» به كهگيلويه شهرت يافت. در قرنهاي بعد كه شهر ارگان ويران شد افشارها و لرها سراسر آن را تصرف كردند، تمامي اين خطه كهگيلويه و قسمت كوهستاني آن «پشت كوه» و سمت دشتي آن «زيركوه» ناميده شدند. استان كهگيلويه و بوير احمد در گذشتهاي نه چندان دور جزو يكي از بلوکهاي مملكت فارس و شامل دو قسمت شمال خاوري - كه آن را سردسير و كوهستاني و پشت كوه - و قسمت جنوبي و باختر- كه آن را نره كوه و بهبهان ميناميدند- بوده است. كهگيلويه در زمانهاي قديم، جزو لرستان بزرگ به شمار مي آمده است.
مشخصات جغرافيايي
استان كهگيلويه و بوير احمد در جنوب باختري ايران، بين 30 درجه و 9 دقيقه تا 31 درجه و 32 دقيقه پهناي شمالي و 49 درجه و 57 دقيقه تا 50 درجه و 42 دقيقه درازاي خاوري واقع شده است. اين استان از شمال با استان چهار محال و بختياري، از جنوب با استانهاي فارس و بوشهر، از خاوربا استانهاي اصفهان و فارس و از باختر با استان خوزستان همسايه است. قله دنا با 4409 متر و ليشتر با 500 متر ارتفاع از سطح دريا به ترتيب بلندترين و پست ترين ناحيه استان هستند. كهگيلويه و بويراحمد از نظر آب و هوا به دو قسمت سردسيري و گرمسيري تقسيم مي شود. قسمت گرمسيري منطقه اي پست با ارتفاع متوسط حدود 900 متر از سطح دريا و قسمت سردسير منطقه اي مرتفع با ارتفاع متوسطي در حدود 2100 متر از سطح دريا است. استان كهگيلويه و بوير احمد به دو قسمت كهگيلويه و بويراحمد تقسيم شده است كه نيمي از ايلات در منطقه كهگيلويه و نيمي ديگر در منطقه بوير احمد زندگي مي كنند. ايلات مختلف استان درطول سال به ييلاق و قشلاق پرداخته و درجريان كوچ؛ جلوههاي ويژهاي از زندگي عشاير و كوچ نشين را به نمايش ميگذارند. در سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت اين استان 540812 نفر برآورد شده است.